سکوت رو دوست دارم، چون بهم فرصت فکر کردن میده
بایگانی

ای پشتبان کسی که پشتیبان ندارد

سه شنبه, ۸ تیر ۱۳۹۵، ۱۱:۵۹ ب.ظ

اى پشتیبان کسى که پشتیبان ندارد

اى پشتوانه ی آن کس که پشتوانه ندارد

اى ذخیره ی‏ آن کس که ذخیره ندارد

اى پناه آن کس که پناهى ندارد

اى فریادرس آنکس که فریادرس ندارد

اى افتخار آن کس‏ که مایه ی افتخارى ندارد

اى عزت آنکس که عزتى ندارد

اى کمک آن کس که کمکى ندارد

اى همدم آنکس که همدمى ندارد

اى امان بخش آنکس که امانى ندارد

 

 

 

شب قدرِ قبلی، درست چند روز بعد از نوشتن اون پست بود که داشتم از تلویزیون مراسم پخش زنده ی دعای جوشن کبیر رو می دیدم، به این قسمت های دعا رسیده بود که وسط جمعیت بابام رو دیدم، بغض داشت خفم میکرد و اشکام بی وقفه می ریخت. باورم نمیشد بعدِ نزدیک به ده سال، تو اوج ناراحتی های من، تو اوج لحظه هایی که از بازشدن یه زخمِ قدیمی به خودم میپیچم، تو اوج روزهایی که احساس تنهایی و بی کسی میکنم و تو اوج خشمم دارم میبینمش که غرقِ دعا خوندنه، موهاش سفید شده بود، خیلی زیاد، عینکی شده بود و خیلی پیرتر و شکسته تر از آدمِ بدجنسِ تو تمامِ تصاویرِ تاریکی که تو ذهنم ازش مونده، آدمی که باعث رقم خوردن بدترین اتفاقات زندگیمه، بود. تا آخر دعا منتظر بودم که دوباره ببینمش. نمیدونم چرا. شاید یه چیزی تهِ دلم ساده لوحانه تلاش میکرد باور کنه تمومِ این سالها فقط یه کابوس بوده و تصویر تاریک مونده ازش تو ذهنم رو با تصویر ظاهری و خیالی مردِ مهربون و با ایمانی که دیدم غرقِ راز و نیاز با خداشه، مرد و پدری که بزرگترین تکیه گاه و مامنِ خانوادش و بچه هاش تو زندگیه و من همون دخترِ باباییم که هیچ خط تیره ای رو روح و وجودش نیست و به پاکی و معصومیت خودم و به خانوادم افتخار میکنم و وقتی از دنیا دلم میگیره، حتی وقتی اشتباه میکنم پناه میبرم و تکیه میکنم به شونه های قدرتمندترین پدر دنیا و باور دارم میتونم با کمکش همه ی مشکلات رو از سر راهم بردارم و اونم نمیذاره هیچ کس بهم آسیبی برسونه، جایگزین کنه. شاید یه قسمت از وجودم میخواست به خودش بقبولونه که همه ی تیرگی ها و بی مهری های این سالها یه خواب بوده...

حتما این اتفاق و تقارنش با این روزایِ من حکمتی داره و امیدوارم قدرتِ درکِ حکمت خدا رو داشته باشم.

 

 

 

*فراز 28 دعای جوشن کبیر

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۰۸
رها

نظرات  (۵)

۰۹ تیر ۹۵ ، ۰۰:۲۸ فاطیما کیان
شاید خدا بخشیدتش رها ... شاید آرامش الان زندگیت از دعای خیر اون باشه , کسی نمیدونه , خوبی این زندگی دنیایی اینه درد هاش رو جا میذاریم و یه روزی میریم , اینا همه توهم زمان هست که درد های گذشته از یادمون نمیره یا سخت میره ولی ردش میمونه , آدم ها تغییر میکنن , اگر اینطوری تغییر کرده باشه پس الهی شکر ...
راستی دعات میکنم امشب , برای خوشبختی بیشترت برای آرامش خودت و همسرت برای شادی دل هاتون و پربار تر شدن عشق تون , تو هم دعام کن رها ...
پاسخ:
آره درسته، کسی نمیدونه، شاید تغییر کرده باشه. ولی یکی از بزرگترین شرط های بخشش و تغییر جبرانه، هرچقدر که از دستمون برمیاد
اون تصویری که ازش تو تلویزیون دیدم رو هزاران بار ازش دیده بودم، چه تو روزهایِ خوب و چه تو اوج بدیهاش و تو اون لحظه ذهنم فقط داشت سعی میکرد با یه سری تصاویر خیالی بهتر جایگزینش کنه
مرسی عزیزم که تو دعاهای قشنگت به یادمی
حتما فاطیما جان ^_^
۰۹ تیر ۹۵ ، ۱۵:۲۸ نازلی ( طعم گس زنانگی )
نمیدونم علت این دلخوری چیه اما میفهمم که قلبت زخمی کرده عزیزم
اما یک چیز مطمئنم .حتی اگر پدرت تغییر نکرده باشه تو تغییر کردی . قلبت بخشنده تر شده رها
و با این قلب میتونی اونم ببخشی
زمان تنها جایی که کاربرد داره همینجاست هرچی دورتر و دورتر میشیم زخم رسوب میکنه
امیدوارم پدرت به جبران اون روزهای تلخ بربیاد تا قلب هردوتون آروم بگیره

پاسخ:
ممنون ازت نازلی جان
سلام
من هیچ چیز نمیدونم
فقط میدونم بابا داشتن خوبه بابای بد داشتن از بابا نداشتن بهتره!
پاسخ:
نظر من دقیقا برعکس توئه.
به نظر من وقتی نداری درسته یه سری کمبودها رو داری، ولی عدم اعتماد رو از نزدیک ترین آدم زندگیت و تو خانوادت که باید گرم ترین و امن ترین جای دنیا باشه حس نمیکنی و با وجود جای خالی ای که همیشه داری چشمت به دیدن یه سری بدیها باز نمیشه
۱۰ تیر ۹۵ ، ۰۳:۰۳ بانو فرشته
رهای خوبم این که تو اون شب تی وی بزنی و اینکه بین کانل های تلوزیون اون کانالی رو بزنی که ..
و اینکه اون لحظه که بابات و.. سرت رو قرآن نباشه سرت بالا باشه و اونو ببینی
این فقط و فقط "نگاه خداس"
و بعدش شک نکن پدرت هم در اون لحظه مدام تو تو ذنش بودی..
که این اتصال ایجاد شد..
.
.
.
چه حال خوبی داشتی برای دعا
پاسخ:
ممنون فرشته بانو
درست عین فیلما میمونه :|
پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی