سکوت رو دوست دارم، چون بهم فرصت فکر کردن میده
بایگانی

باور نمیکنم ولی...

پنجشنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۵، ۰۱:۰۰ ب.ظ

درگیر رویای توام، منو دوباره خواب کن

دنیا اگه تنهام گذاشت، تو منو انتخاب کن

 

دلت از آرزوی من، انگار بی خبر نبود

حتی تو تصمیمای من، چشمات بی اثر نبود

 

خواستم بهت چیزی نگم، تا با چشام خواهش کنم

درا رو بستم روت تا، احساس آرامش کنم

 

باور نمیکنم ولی، انگار غرور من شکست

اگه دلت میخواد بری، اصرار من بی فایدست

 

هرکاری میکنه دلم، تا بغضمو پنهون کنه

چی میتونه فکر تو رو، از سر من بیرون کنه

 

یا داغ رو دلم بذار، یا که از عشقت کم نکن

تمامِ تو سهمِ منه

به کم قانعم نکن

 

 

 

 

 

 از اول قرارِ دو طرفه ی ما و تنها دلیلِ بودنمون کنار هم، همین جمله بود: " تمامِ تو سهمِ منه"، و ازم نخواه خودم رو تو داشتنِ تو به کم قانع کنم، به هیچ قیمتی ... چرا که نه میتونم و نه میتونی، و دیگه برایِ کنارِ هم بودنمون دلیلی وجود نداره اگه به هر علتی، بخوایم حتی ذره ای خودمون رو به کمتر از چیزی که بودیم و حس کردیم راضی کنیم.

 تموم شدنِ من و تو از جایی شروع میشه، که بخوایم از چیزهایی که نفس کشیدنمون بهش بند بود، کم کنیم و نبینیم و نشنویم و حس نکنیمشون به هر بهونه و دلیل و توجیهی...

 

+انتخاب – شادمهر عقیلی

 


کامنت ها رو میبندم، چون نه حوصله ی گفتن دارم، نه شنیدن. فعلا خسته تر از اونیم که بخوام حرف بزنم.

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۹۵/۰۳/۲۰
رها