سکوت رو دوست دارم، چون بهم فرصت فکر کردن میده

این زندگیِ قشنگِ من مال شما

شنبه, ۳ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۱۴ ب.ظ

تو جمعی که بودیم، پدر دو تا از بچه ها جانباز بودن. یکیشون داشت میگفت شهریه ی دانشگاه رو بنیاد جانبازان میداده، اما چون ترم پیش مشروط شده، باید از این به بعد شهریه رو خودش پرداخت کنه و همین شد که صحبت رسید به مزایا و سهمیه های خانواده ی شهدا و جانباز و ایثارگر. جفتشون میگفتن که ما معمولا به کسی این مسائل رو نمیگیم، خیلی ها تا میشنون نگاهشون بهمون تغییر میکنه، در برابرمون جبهه میگیرن یا میگن شما دارین حق ما رو میخورین. شاکی بودن از بی حرمتی هایی که به خودشون یا خانواده هاشون میشه.

کاری ندارم به اینکه شاید بعضی ها دارن از اسم و رسم های زمانِ جنگ سواستفاده میکنن، ولی به نظر من، این امتیازها حقِ این خانواده هاست و باید مزایای اینچنینی براشون قائل بشن. من شخصا برای تمامِ کسایی که جنگیدن و از کشورشون دفاع کردن خیلی احترام قائلم و اصلا هم اجازه نمیدم کسی در حضورم بهشون بی احترامی کنه. از وقتی هم که زندگی تو شهرهایِ جنوبی رو تجربه کردم، این حسم بیشتر شده چون از نزدیک و با تمامِ وجودم می بینم و میفهمم که اگر اون آدمها نمیجنگیدن، از جونشون، جوونیشون، سلامتیشون، خانوادشون، آرزوهاشون و زندگیشون نمیگذشتن، جاهایی که من امروز با آرامش و خیال راحت توشون قدم میزنم، دوست دارم و زندگی میکنم، خاکِ وطنم نبود و حتی لحظه ای فکر کردن به این موضوع آزارم میده.

یکی از چیزهایی که خیلی دوست دارم دوباره ببینم و بابام با خودش برده، آلبوم زمان جنگشه، کلی عکس از اون وقتا داشت، پلاکش و سربند "ثارالله" که تو عملیات ها به سرش میبست هم یادگاری نگه داشته بود، 16-17 ساله بود که رفت جبهه و چهارسال تو مناطق جنگی بود و تو خیلی از عملیات ها شرکت داشت. بابای من جانباز یا اسیر نشد و هیچ وقتم دنبال این نرفت که از مزایای چندسال حضور داوطلبانش استفاده کنه اما خالصانه ترین و پاک ترین روزهای زندگیش همون دوران بود و صمیمی ترین دوستهاش، دوستهای زمان حبهش بودن. خیلی از کسایی که تو بچگیم باهاشون رفت و آمد میکردیم ازین خانواده ها بودن و برای همین با مسائل و مشکلاتشون از نزدیک آشنام. یکی از دوستهاش موجی بود، بچه هاش بهترین مدرسه ها رو میرفتن، بهترین امکانات رو داشتن، بعدها شنیدم بهترین دانشگاه ها رو قبول شدن و شغل های خوبی دارن، اما هر چند وقت یه بار، باباشون کنترلش رو از دست میداد و گاهی به طرز وحشتناکی کتکشون میزد یا باهاشون بدرفتاری میکرد. تو اوج لحظات خوشیشون، جلوی دوستهاشون، تو جمع های آشنا و غریبه هر لحظه ممکن بود باباشون بهشون چیزی بگه یا رفتاری کنه که خارج از کنترله و مشکلات زیادی براشون به وجود بیاره و اینها تنها یه نمونه ی کوچیک از اون چیزهاییه که تو این خانواده ها میگذره بود. جوونایی که سالم رفتن و برنگشتن، کسایی که یه عمره گوشه خونه افتادن، کسایی که دست و پا و چشم و ... رو از دست دادن، اونایی که سالها اسیر بودن، اونایی که بدن بی جونشون رو به خانواده هاشون دادن، اونایی که فقط چند تیکه استخون ازشون باقی موند و کسایی که هیچ وقت برنگشتن...

من کاری به ســیاسـت و نظام و این چیزها ندارم. حرفِ من وطن پرستی و دفاع از خاکِ میهنه، نمیشه از این آدمها ساده گذشت، نمیشه به خاطرِ اینکه یه عده دارن از مزایاشون سواستفاده میکنن، وجودِ همچین مزایایی رو ناحقی بدونیم و به خودمون اجازه ی بی احترامی به خودشون یا خانواده هاشون بدیم. موقعی که خیلی از ماها تو خونه هامون نشسته بودیم اونا از همه چیزشون گذشته بودن و میجنگیدن، یا امروز که خیلی از ماها داریم زندگیمون رو میکنیم، خیلی از خانواده ها هنوز سنگینیِ بار اون روزها روی دوششونه و ما حداقل اگه نمیتونیم دردی رو دوا کنیم، میتونیم نمک روی زخمشون نپاشیم.

خیلی از این حرفها رو به اون دختر هم زدم، دختری که هنوز بغضش و اشکهاش جلوی چشم هامه وقتی داشت میگفت: همه فقط قسمتِ خوبِ ماجرا رو میبینن، اما هیچ کس نمیدونه سالها بابات جلوی چشمت زجر بکشه یعنی چی. میگفت دیشب بابام برای بار هزارم خون بالا آورد، دوباره درد میکشید، دوباره جلوی چشممون پرپر میزد و هیچ کاری نمیتونستیم براش کنیم، هیچ کاری. میگفت حاضرم همه ی چیزایی که برای بقیه اینقدر بزرگه بدم، اما اینجور عذاب کشیدن بابام رو نداشته باشم، اما بابام سالم باشه. اینا رو میگفت و گریه میکرد و من از اون روز هر بار که اشک هاش رو به خاطر میارم ، یه بغض سنگین راهِ گلوم رو میبنده...

 

 

عنوان پست:

این زندگی قشنگ من مال شما

ایام سپید رنگ من مال شما

بابای همیشه خوب من را بدهید

این سهمیه های جنگ من مال شما

 

+متاسفانه اسم شاعر رو نمیدونم.

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۴/۱۱/۰۳
رها

نظرات  (۱۴)

۰۳ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۲۵ فاطیما کیان
وقتی کسی شروع میکنه به گفتن اینکه اینا دارن از بیت المال ما میخورن و ما بیکاریم و دانشگاه های خوب درس نخوندیم و اینا هزار جور سهمیه دارن دچار دو حالت میشم , اول اینکه میبینم واقعا جامعه ی ما دچار بیچارگی ای شده که آدم های بی سهمیه به سهمیه دارهای بی بابا یا با باباهای مریض و شهید حسودی میکنن , دوم اینکه جدا با چشم خودم آدم هایی رو دیدم که به نا حق دارن از این سهمیه استفاده میکنن و حقشون نیست و حرومشون باد و میبینم که آبروی این خانواده های درست رو بردن و این سهمیه ها و سهمیه خورها رو توی زبون مردم انداختن ... شاید اگر وضعیت اشتغال و تحصیلی و رفاه مردم عادی اینطوری نبود حالا مردم به اینا اینجوری واکنش نشون نمیدادن و حسودی نمیکردن و طعنه نمیزدن ...
پاسخ:
متوجه میشم حرفتو، خیلیهاشم قبول دارم ، آره همه خسته و گرفتارن و اوضاع خوب نیست که اینطور جبهه میگیرن. خیلی جاها ناعدالتی میشه، خیلی جاها سواستفاده میشه و از اون طرفم خیلی خانواده ها هستن که اصلا حمایت نمیشن و تحت فشارن. تو هر قشری خوب و بد داره، افراط و تفریط هست، ولی اینا دلیل نمیشه اینقدر راحت بخوایم نتیجه گیری متعصبانه کنیم و همه چیز رو زیر سوال ببریم 
من اعتقاد دارم خدا حواسش به همه بنده هاش هست و هرکس تو دنیا جای خودش رو داره و هیچ کس نمیتونه جایی که مال اونه بگیره. 
من همیشه میگم قابل احترام ترین افراد ، شهدای جنگ و جانبازا و خانواده هاشون هستن.
منم چون دوست و آشنا و فامیل شهید و جانباز دارم، و دیدم، میفهمم. والا سهمیه دانشگاه که چیزی نیست!
پاسخ:
آره واقعا، چیزی نیست.
پدر نداشتن رو هیچ سهمیه و مزایایی نمیتونه جبران کنه، پدر مریض داشتن رو هم!

مطلبت خیلی خوب بود رها، پر بغضم، حرف دل خیلی وقت ِ من بوده و هست، مردم بعضی وقتا واقعا دهن بین میشن... تو همه موارد!

اگه یه بازیگر ببینن که یه کار بی اخلاقی کرده از فردا ورد زبونشون میشه این: "بازیگرا الن و بلن"
اگه یه روحانی ببینن یه اشتباه یا گناه انجام میده نسبت میدن به تموم جامعه روحانیت!
اگه یکی از مسئولین یه اشتباه کنه هم همینطور.
برا همین حالا چون بعضی ها دارن از این قضیه سهمیه سوءاستفاده میکنن بعضیا نسبت میدن به کل خانواده هایی که دارن سهمیه میگیرن و فکر نمیکنن که خیلیا دارن حتی از حقشون کمتر میگیرن.
پدر من هم داوطلبانه جنگید و حتی جانباز شد ولی سه روز با من سرسنگین بود فقط چون سال اول هنرستان تو یه فرمی که باید پر میکردیم تو مدرسه من تیک زدم جلوی جانبازی ِ اون... بابا همیشه میگه نباید کسی بدونه که جانباز شده!
هیچوقت نذاشت ما از سهمیه ای چیزی استفاده کنیم و هنوز خیلی از مسئولین حتی نمیدونن بابای من جانبازه!
چرا مردم این چیزا رو نمیبینن؟ فداکاری و ایثاری که نه تنها تو جنگ که بعدشم هنوز ادامه داره... یکی از دوستام میگفت جنگ چندین ساله تموم شده اما مردم دست از سرش برنمیدارن و هی داغشو تازه میکنن... بهش گفتم این داغ اصلا کهنه نمیشه... چه بسا مادرانی که هنوز چشم انتظار استخون های پسرشون هستن... دخترایی که تا چشم باز کردن پدری نداشتن و خیلی موارد دیگه...
یکی از برنامه های جنگ نرم دشمنان اسلام همینه که مردم نسبت به این چیزا با دید بی ارزش و بی اهمیت نگاه کنن که متاسفانه به دلیل بی خردی ها دارن به هدفشون میرسن.
پاسخ:
خدا پدرت رو برات حفظ کنه عزیزم

اسمش اینه که جنگ تموم شده، ولی هنوز خیلی جاها آثارش باقیه و فداکاری و ایثار خیلی از این خانواده ها همچنان هم ادامه داره. 
متاسفانه خیلی ها توهین به ارزش ها و زیر سوال بردن چیزهای خوب رو، با روشنفکری اشتباه گرفتن.
۰۴ بهمن ۹۴ ، ۱۲:۴۳ نیمه سیب سقراطی
تو این جور بحثا من همیشه میگم فقط خدا رو هزار مرتبه شکر که بابام سالمه ، همین و همین ...
پاسخ:
انشاالله سلامت باشن همیشه
سوء استفاده عده ای که حقشان نیست گاهی موجب این حرف و حدیث ها میشود.از طرفی هم برای عده ای واقعا کوتاهی میشود.همکاری داشتیم که بعد از چندین سال اسارت,با درجه جانبازی بالا ازاد شده ببود و امکانات اندکی برای ادامه زندگیش داشت.ادمهایی هم بودند که نهایت استفاده را از چند ماه جبهه رفتن کردند.
پاسخ:
متاسفانه افراط و تفریط های زیادی  میشه
منم خیلی برای افرادی که رفتن و جنگیدن احترام قائلم، و واقعا هر چی ازخودشون  و خانواده هاشون قدردانی بشه کمه، و به نظرم اصلن اونجور که شایسته است ازشون حمایت نمیشه، خیلی از جانباز ها هستند که مشکلات جدی درمانی و مالی دارن. و یه عده دیگه دارن حقشون رو میخورن. خیلی ها اونقدر مناعت طبع دارن که دنبال کارای ایثارگری نمیرن و ...

البته به نظرم نوع حمایت خیلی مهمه، و بی کفایتی مسئولین ما در این زمینه کاملا مشهوده، به نظرم یه نوع بدسلیقگی و کج فهمی هم تو کارشون هست. من با سهمیه دانشگاهی برای ایثارگران موافق نیستم چون قرار نیست جون مردم یا مسائل حیاتی مهندسی و پزشکی یا هر مسئله که مربوط به قابلیت های فکری و فردی یک شخص میشه و برای ساختن جامعه  مهمه ، رو بازیچه این مسائل قرار داد. حمایت مالی برای قبولی در دانشگاه(مثل کتاب آموزشی یا کلاس کنکور) یا شهریه دانشگاه، اینها حقشونه، ولی سهمیه قبولی آسون ترین و بی برنامه ترین راهه!
پاسخ:
درسته، نوع حمایت خیلی اهمیت داره
نکته قابل تاملی رو عنوان کردید
ممنون ازتون

این شهر...

این شهر

شهر قصه های مادر بزرگ نیست

که زیبا و آرام باشد

آسمانش را

هرگز آبی ندیده ام

من از اینجا خواهم رفت

و فرقی هم نمی کند

که فانوسی داشته باشم یا نه

کسی که می گریزد

از گم شدن نمی ترسد.

متاسفانه شاید همون ادمایی که دارن سواستفاده میکنن نظر مردمو عوض کردن  ولی خب خود من چندین نفرو میشناسم که اصلا از این سهمیه ها استفاده نمیکنن و میگن نیازی ندارن هرچند که خقشونه ولی خب اینجا شاید ادم بدا بیشتر به چشم میان تا کسایی که از جوونیشون گذشتن که هیچ از حق الانشونم میگذرن
پاسخ:
معمولا آدما جنبه های منفی رو پررنگ تر میبینن و این خیلی بده
همه اینا، درد بیسوادیه و بی فکریه رها
فقط کافیه مخالفین، یک ثانیه خوذشونو تو لحظه لحظه اتفاقات زندگی اینجور افراد قرار بدن...

+لازم به ذکره که من کامنتارو نخوندم و تصمیمم ندارم بخونم. بنابراین کامنتم اشاره به شخصی اینجا نداره...گفتم بگم که اگه کامنت مخالف داری، بهظ برنخوره

پاسخ:
مشکل اینه که اینجوری به قضیه نگاه نمیکنن

+خداروشکر فکرنکنم کسی باشه که بهش بربخوره
سلام عزیزم
درسته
کارشون خیلی بیش از اینها جای تقدیر و تشکر داره
کم کاری انجام ندادند
منتهی یک سری حرکات هست که متاسفانه داره مردم بخصوص نسل جدید رو بدبین میکنه
مثلا منی که سالها زحمت کشیدم و منتظر تبدیل وضعیت هستم.درست توی سال هفتم ببینم یه نفر بدون زحمت و سابقه بیاد و استخدام بشه بجای من
خب این سخته
باید سهمیه و امتیاز رو جوری تعیین کنن که این مسایل پیش نیاد
پاسخ:
سلام سحرجان
میفهمم حرفتو.
آره موافقم
پستت خیلی قشنگ بود ...
اگه کل دنیا رو بدن به این فرزندان باز کمه ...چه برسه به سهمیه و مزایا و ....


پاسخ:
ممنون ستاره بانو
من با این سهمیه ها مخالفم اما نه با این استدلال که اینا دارن حق ما رو می خورن! به این خاطر که حق این خونواده ها خیلی بیش تر از این هاست و در واقع حکومت برای این که نشون بده داره وظیفه اش رو در قبال این افراد انجام میده ساده ترین راه رو انتخاب کرده و این میان خیلی از خونواده های شهدا و جانبازان که نیاز به حمایت دارن کلا فراموش شدن. اینو منی که دبیرستان شاهد درس خوندم از نزدیک لمس کردم. از طرف دیگه این راه نشان دادن حق شناسی با شعار شایسته سالاری در تناقضه.
پاسخ:
چه خوبه کسایی که تجربه های اینچنینی دارن کامنت میذارن
خوشحالم که یک متن منطقی درباره ی یکی از مسائل جامعه م خوندم.
به نظر من، نظر انتقادی جامعه در کل بیراه نیست. متأسفانه از حضور در جبهه و شهادت و جانبازی، سوء استفاده های زیادی شده. من هم موافق دادن امتیازهایی به کسانی هستم که رفتن و جنگیدن و جانباز شدن و یا شهید و موقعیتهایی از خودشون و خانواده شون دریغ شد. موقعیتهایی مثل تندرستی، جان، درآمد و... اما دو نکته ر باید در نظر داشت؛ 1.وقتی متولی این گروه از هموطنان ایثارگرمون بشه حکومت، ایثارگران غیرمردمی جلوه میکنن. اون وقت کسایی که بخوان غیرمردمی نباشن و سوء استفاده گر جلوه نکنن، مثل پدر شما و پدر من، دنبال هیچ کدوم از امتیازهایی که بابت خدماتشون از طرف حکومت بهشون تعلق میگیره، نمیرن. 2.نوع و اندازه ی امتیازاتی که به ایثارگران داده میشه هم مهمه. چرا باید در رقابتی مثل کنکور، که صلاحیت علمی شرطه، خانواده ی ایثارگران سهم دارن؟! این خیلی به ضرر مملکته و وجهه اجتماعی این بزرگواران ر خراب میکنه.
در مملکتی که مردم ر با سیب زمینی و 50هزار تومن میخرن، بی شک نیت از امتیازهایی که به ایثارگران میدهند نیز، قدردانی از این گروه نیست، که خریدن ایشان است. خریده شدن همانا و مخدوش شدن منزلت اجتماعی همان!
پاسخ:
خوشحالم که مورد توجتون قرار گرفته
ممنون از کامنت پربارتون
سهمیه را هیچ رقمه قبول ندارم .عین بی عدالتی است ..عین بی انصافی است ...
هر چقدر هم دلیلی و برهان بیاورم فایده نداره این بحث ...
پاسخ:
به هرحال نظرها متفاوته و هرکس دلایل خودش رو داره

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی