سکوت رو دوست دارم، چون بهم فرصت فکر کردن میده
بایگانی

قناعت

پنجشنبه, ۵ آذر ۱۳۹۴، ۰۱:۰۴ ق.ظ

یکی از کلمه هایی که حس خوبی بهش ندارم، قناعته. شاید به خاطر اینکه وقتی به اطرافیانم نگاه میکنم میبینم اکثریت ازش برداشت اشتباه میکنن و قانع بودن براشون با بی مسئولیتی، پاروی پا انداختن و هیچ کاری نکردن و هیچی نخواستن یکی شده. از یه طرف دیگه قسمتی از این حس من مربوط به اینه که بابام  همیشه برای توجیه تنبلی ها و بی مسئولیتی هاش بهمون میگفت: قانع باش، خدا باهات قهر میکنه، خدا بنده های قانعشو دوست داره، و در برابر هر چیز حتی کوچکی که ازش میخواستیم به خودش هیچ زحمتی نمیداد و تلاشی نمیکرد و بهمون میگفت شما قانع نیستین و به جای این کارها توکل کنین به خدا اگه لازم باشه خودش بهتون میده، در صورتی که اگه امروز این حرف ها رو بهم میزد، به جای از خودم بدم اومدن و یاد گرفتن اینکه نباید از هیچ کس خواسته ای داشته باشم، بهش میگفتم خدا قبل هر چیز گفته از تو حرکت، از من برکت. خدای ما، خدای عادلیه و به هر کس اندازه ی تلاشش میده.بگذریم... هدفم گفتن این حرف ها نیست...

امروز خواستم دیگه مشکلم رو با این کلمه ی قناعت حل کنم و صدای تو سرم رو هم خاموش کنم، برای همین تصمیم گرفتم سرچ کنم ببینم معنیه لغویش چیه و خیلی خوشحال شدم وقتی دیدم تو بیشتر لغت نامه ها نوشته رضایت، خرسندی و خشنود بودن، صرفه جویی، و فقط تو لغت نامه ی دهخداست که نوشته راضی شدن به اندک چیز و فکر میکنم بیشترین معنی ای که از قناعت جا افتاده و استفاده میشه و منم دوستش ندارم و مشابه همون صداییه که از بابام تو گوشم مونده، همین راضی بودن به حداقل هاست.

قانع بودن برای من این نیست که دنیام محدود و کوچیک باشه، هیچ خواسته ای از زندگیم نداشته باشم یا سطح خواسته هام خیلی پایین باشه و به هر شرایطی تن بدم، قناعت برای من معنیش اینه که قدر چیزهایی که دارم بدونم، خدارو بابتشون شکر کنم و خوشحال و راضی زندگی کنم، اما این رضایت به این مفهوم نیست که نیاز به هیچ تغییر و موفقیت دیگه ای تو وجودم حس نکنم و بخوام تا ابد تو همین جایی که هستم بمونم و حفظش کنم و هیچ پیشرفت دیگه ای نخوام، مفهومش برای من اینه که به خاطر نداشتن چیزهایی که الان ندارم ناراحت نباشم و از اونچه که هستم و دارم لذت ببرم و همراه باهاش برای رشد کردن و رفتن به مراحل بعدی، داشتن چیزهای دیگه ای که میخوام، برای بهتر شدن خودم، برای کارهای دیگه ای که دلم میخواد انجام بدم تلاش کنم. قناعت برام معنیش اینه که تو هر لحظه خدارو بابت همه ی نعمت هایی که بهم داده شکر کنم و در کنارش تا آخرین روزی که زنده هستم، برای گسترش دادن خودم و دنیام و کشف کردن قدرت هایی بی پایانی که خدا بهم داده و استفاده ازشون هم تلاش کنم.

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۰۵
رها

نظرات  (۱۵)

سلام.
چه معنی قشنگی داشت قناعت ِ واقعی.
میدونی قناعت در واقع یعنی شناختن ِ موقعیتی که درش هستی بعد دست به عمل زدن. اما خیلی ها با مرحله ی آرزو کردن و خواستن اشتباه می گیرندش. اتفاقا آدم در آرزو کردن باید بی پروا باشه چون خداوند خودش دوست داره که بنده هاش ازش زیاد بخوان. و البته تلاش هم کنند :D
مثلا یکی که تازه رفته سر ِ کار میخواد با وام ماشین بخره پراید بخره به جای اینکه همه ی زندگی ش رو بفروشه و سانتافه بخره اما نه الزاما رویای سانتافه رو فراموش کنه.
پاسخ:
آره معنیِ واقعیش خیلی خوبه
منم فکر میکنم خدا از اینکه بنده اش آرزوهای بزرگ داشته باشه و براش تلاش کنه خوشش میاد

۰۵ آذر ۹۴ ، ۰۸:۱۲ مترسک ‌‌
این‌که از داشته‌های خودت راضی و خشنود باشی احساسیه که با هیچی قابل قیاس نیست ^_^
پاسخ:
این رضایت واقعا به آدم آرامش و قرار میده
۰۵ آذر ۹۴ ، ۱۶:۲۱ کودک فهیم
چقد حال و خوب بد فاصلشون کمه با هم، رو لبه یه تیغ داریم راه میریم.
پاسخ:
آره...
خشنود بودن... چه جالب!!! نمیدونستم منم، شاید اگه اینجا نمیدیدم هیچ وقت هم نمیفهمیدم!!!
مرسی :)
پاسخ:
منم نمیدونستمش :)
منم باهات موافقم که قناعت برای توجیه تنبلی و کم خواستن نیست.یه جورایی شاکر و قدر شناس بودنه
پاسخ:
آره همینطوره
خیلی جالبه، امروز همینجوری هی یادت میفتادم و باخودم میگفتم حتما تو اولین فرصت باید یه سر به وبلاگ دل آرام بزنم و حالشو بپرسم، که دیدم برام کامنت گذاشتی:)
اینجاست که میگن دل به دل راه داره :)
پاسخ:
خیلیم راه داره :)
از زاویه دیگه ای نگا کردین از زاویه خوب ومثبت:)
کاشکی قانع باشیم.....:)
پاسخ:
انشاالله
کاملن
یکی از چیزایی ک منم تو خانواده باهاش درگیرم.همینه...

پاسخ:
متاسفانه خیلیا ازش برداشت اشتباه میکنن
معنی که زا قناعت نوشتی را دوست داشتم ...
تلاش در عین رضایت و ارامش ..
پاسخ:
امیدوارم بتونیم تو زندگیمون جاریش کنیم
۰۸ آذر ۹۴ ، ۱۹:۴۹ فاطیما کیان
با خوندن این پستت ریز شدم توی خودم ببینم من درباره ی قناعت چی فکر میکنم و یا بقیه چه فکری رو درباره اش به من تلقین کردن , شبیه همینی که نوشتی یه سری قناعت براشون یعنی همون شرایط و همون چیزهای محدود رو پذیرفتن اما ما دلمون میخواد راضی باشیم و رشد هم کنیم, این روشن شدنش برام خیلی خوب بود
پاسخ:
چه خوب که مفید بوده برات 
در کمال تاسف باید بگم من نه آدم قانعی هستم و نه قدر داشته هامو میدونم :(
درمعنی اولش خوب خوبه منم اینجوریم و باعث رشدم میشه انتقادی وارد نیست
ولی در معنی دوم میشه گفت ناشکرم!!!!
اعتراف میکنم یکی از خصایص بد من اینه..
پاسخ:
اینکه آدم خصوصیات ناخوبش رو بدونه خیلی خوبه
قدم اول برای اینه که اصلاحشون کنه
۰۹ آذر ۹۴ ، ۱۶:۲۴ اقای روانی
سلام دوست عزیز ،
 امیدوارم خوشبخت و دلنشین باشی ، وبلاگ شما با انتخاب خوانندگان مهربان وبلاگ "داستان  یک مهندس خوشبخت"نامزد دریافت تندیس "خوشبخت دلنشین " شده با عرض تبریک خواهش مندم چنانچه مایل هستید در ادامه ی مسابقه همراه باشید و باهم دلنشین ترین وبلاگ پاییز را بیابیم لطفا از ٥٠ به وبلاگ خودتان نمره ای دلنشین بدهید و به من اعلام کنید :)
ممنون از شما امیر 
 

شماره ی نامزدی شما در این مسابقه : 63
گاهی قانع بودن یعنی واقع گرا بودن. نگاه کنی و ببینی آیا به اندازه ی حد و اندازه ی خودت می خوای یا بیش تر. مثلا فکر کن نه از خونواده ی مرفهی هستی و نه خودت اهل ریسک و زحمت زیاد. با این شرایط این که بخوای زندگی راحت و مرفهی داشته باشی مضحک نیست؟
پاسخ:
با واقع گرا بودن کاملا موافقم، به نکته ی خیلی خوبی اشاره کردی.
یه چیزی تقریبا مشابه همونی که تو چندپست قبل گفتم:
باید یا سطح توقعمون رو پایین بیاریم، یا اینکه خودمون رو ببریم بالا 
به اندازه ی تلاشی که میکنیم، شرایطی که داریم و یا ایجاد میکنیم باید توقع داشته باشیم
و در جواب میگن
لغاتی با معانی نسبی
که همیشه یه عده اهل تفکرو درگیر میکنن، اخرم نمیشه یه جمع بندی داشت ازشون
پاسخ:
معانیشون بیشتر وقتا مشخصه، اما هر کس با توجه به درک خودش، ازش برداشت میکنه
منم در مورد معنی قناعت مثل تو فکر میکنم
ازاین کلمه هایی که ظاهرا فقط یه کلمه هستن ولی دنیایی از معنی رو در خودشون دارن زیادن که خیلی وقتها منو به فکر میبرن و وقتی بشه تمام معنیشون رو درک کرد که معمولا نمیشه خیلی لذت بخشن
مثل
برکت
عصمت
حکمت
فطرت
طهارت
عترت
.
.
.

پاسخ:
آره میفهمم حستو

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی