سکوت رو دوست دارم، چون بهم فرصت فکر کردن میده

دل به یک سو باید راند؛ دل به یک سو!

شنبه, ۹ آبان ۱۳۹۴، ۰۸:۲۸ ب.ظ

داشتم تو دفترچم دنبال یه مطلب میگشتم که دیدم چندسال پیش جمله ای یادداشت کردم:


"یا سطح توقعتو بیار پایین، یا خودت رو ببر بالا."


و یادم افتاد که چقدر همین یه جمله که نمبدونم از کی و کجا شنیدم یا خوندمش، روم تاثیر گذاشت و یه دیدگاه جدید بهم داد و یاد گرفتم به جای گیردادن به زمین و زمان و توقع داشتن از بقیه و یا سلب مسئولیت از خودم برای همه ی انتخاب ها، اشتباه ها یا نداشته هام، حد و اندازه و ظرفیتم رو بالا ببرم و برای بزرگتر شدن و رشد دادن خودم و دنیام تلاش کنم. یاد گرفتم به جای فقط خواستن، برای ساختن تلاش کنم. یاد گرفتم تا وقتی که مسیر قدیمی رو تکرار کنم، چیز جدیدی دریافت نمیکنم.

و باور کردم عدالت خدا خطا نمیکنه و هر چیزی که امروز دارم، نتیجه ی مستقیمه اعمال و رفتار خودمه و اگه یه روزی دیدم جایی که دلم میخواد نیستم یا چیزی که حق خودم میدونم ندارم یا چیزی که داشتم رو از دست دادم، صادقانه فکر کنم و ببینم آیا لیاقت داشتنش رو دارم؟ آیا به اندازه ی کافی برای رسیدن بهش یا محافظت ازش تلاش کردم؟ آیا واقعا عادلانه است که من اون چیزی که خودم رو لایقش میدونم داشته باشم؟

اینا خیلی بهم کمک کرد تا از حالت قربانی بودن بیرون بیام و بدون اینکه خودم رو توجیه کنم با مسائل زندگیم روبه رو بشم و برای تغییر، تثبیت، حفاظت، اصلاح یا رشد تلاش کنم. و حتی اگه هیچ کدوم از این کارها رو انجام ندادم، آگاه باشم که این هم نوعی انتخابه و هر انتخابی پیامدهایی داره که هیچ کسی در برابرش به جز خودم مسئول نیست.

 

 

+عنوان پست از کتاب کلیدر محمود دولت آبادی- جلد ششم:

اگر بخواهی فراتر بروی از آن حد که زندگانی پیش پایت نهاده است، کنکاش و چالش جانکاه دمی آسوده ات نخواهد گذاشت. که در شدن، نشانی از قرار نیست؛ هم از آن گونه که در آسودن، نشانی از شدن نتوان یافت. خود را دو شقه که نتوان کرد؟ در میانه نیز تا پایان ماندگار نتوان بود. دل به یک سو باید راند؛ دل به یک سو!


موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۰۹
رها

نظرات  (۱۵)

عالی بود، ترجیح میدم سطح توقعم رو بیارم پایین ولی همچنان خودم رو بکشم بالا..
پاسخ:
من کلا با پایین اومدن مشکل دارم ;)
"برای اینکه بهترین رو بدست بیاری اول باید خودت بهترین باشی"

+ خارج شدن از فاز "قربانی ِ زندگی بودن" یکم سخته یه جورایی مثل ِ یه پیک میمونه و با قبول ِ واقعیت ارتباط داره یعنی باید حتی اگر قربانی شدی هم قبول ش کنی و از این به بعد رو بچسبی مراحل ِ بعد فکر می کنم راحت تر باشند.

پاسخ:
کلا بیرون اومدن از مثلث کارپمن، چه قربانی باشی و چه ناجی و ستمگر کار آسونی نیست
عدالت خدا به معیار زمینی نیست ....»:)
پاسخ:
باهات موافقم، برای همینه که خیلی وقتا تشخیصش برامون سخته
۱۰ آبان ۹۴ ، ۰۲:۱۶ فاطیما کیان
خیلی وقت ها خودمو بالا کشیدم سخت بوده خیلی سخت تر از حرف زدن ولی شده , هر وقتم از کسی توقع داشتم به این پی بردم که ممکنه کسیم از من توقعی داشته باشه که در توانم نیست و توقعم رو حذف کردم ...
پاسخ:
به نظرم بهتره فقط از خودمون توقع داشته باشیم
کلا این دوتا با هم رابطهء عکس دارن
خودت رو که ببری بالا سطح توقعت خود به خود میاد پایین
سطح توقعت هم که بیاد پایین خود به خود میری بالا
عاشق کلیدرم
تو یه هفته ده تا جلدش رو خوندم سال 74
پاسخ:
زیاد باهات موافق نیستم، منظوم از سطح توقع، سطح توقع از خودمه، وقتی از خودم توقع دارم، تلاش بیشتری میکنم برای بالا کشیدن خودم، و همینطور وقتی خودم رو بالا میکشم توقعم هم باهاش بالا میره

منم خیلی خیلی دوستش دارم کلیدرو، ولی هیچ وقت نمیتونم با این سرعت کتاب بخونم D:
فقط از خودمون توقع داشته باشیم ؟ پس یعنی اگه من خوبی میکنم و بدی میبینم . وفاداری میکنم و خیانت میبینم . مرهم میشم و زخم جواب میگیرم . فقط اشکال از من نوعی هست ؟ اگه اینطور باشه که باید همه ش پی اشکال گرفتن از خودم باشم 

پس نقش نامردی و نادوستی و قدرنشناسی دیگران چی میشه؟ درسته که آدم همیشه باید اول بینای خودش باشه ولی این دلیل نمیشه که بااین حرف از اشتباهات بقیه چشم پوشی کرد

البته که خدا جای حق نشسته . و مسلما کسی که دلی بشکنه و حقی ضایع کنه بلاخره چوب کارش رو میخوره . چون هیچ کس از عدالت خدا نمی تونه فرار کنه .

اما میشه به جای همه ی این حرفها فقط از آدمها و محیط و یا هرچی که باعث آزارمون میشه دوری کنیم . که خیلی وقتا اشکال از ما نیست از جنس های پرازخُورده شیشه ست 
پاسخ:

نامردی و نادوستی و قدرنشناسی دیگران و همه ی چیزهایی که کسی هم منکر بد بودنشون نمیشه، یه طرف دیگه ی قضیه است و فکر نمیکنم تضادی با حرفهایی که من زدم داشته باشه. من گفتم بهتره فقط از خودمون توقع داشته باشیم و خودمون برای ساختن و حفظ زندگیمون تلاش کنیم، چون توقع داشتن از بقیه دقیقا به همین دلایل که گفتی ازمون محفاظت نمیکنه و ممکنه ما رو به هیچ جا نرسونه. اگه میگم بهتره از خودمون توقع داشته باشیم، به خاطر اینه که خودمون تنها کسی هستیم که روش تسلط داریم و تنها کسی هستیم که حتی اگه تو شرایط بد قرار بگیریم، میتونیم با رفتار درست و مسئولانه از خودمون و زندگیمون محافظت کنیم و آسیبی نبینیم

 

آره درسته آدم همیشه باید اشتباهات خودش رو ببینه، و کاملا روشن و مشخصه که این دیدن اصلا مفهومش این نیست که بخواد چشمش رو روی اشتباهات بقیه ببنده یا بقیه بی گناه باشن، اما این نتیجه ی گناهکار بودن بقیه، چه تاثیری تو زندگی ما داره؟ چه دردی رو ازمون دوا میکنه؟ چیو تغییر میده؟ اینکه بشینیم و بگیم مشکلات زندگی من به خاطر بدیِ دیگرانه، هیچ مساله ای رو حل نمیکنه.

چیزی که بیشتر وقتا یادمون میره اینه که قرار نیست پشت اشتباهات بقیه پنهون بشیم تا ازمون سلب مسئولیت بشه. یا به خاطر خورده شیشه داشتن بقیه، محیط بد و... خودمون رو اونقدر مبرا از هر اشتباهی بدونیم که متوجه نشیم بدی دیگران دلیل بدون خطا بودنِ ما نیست و هر اشتباهی هم تاوان خودش رو داره، یا اینکه اونقدر زوم کنیم رو اشتباهات دیگران که چشممون رو روی اشتباهاتِ خودمون ببندیم و متوجه نشیم ما بودیم که باعث شدیم یه سری اتفاقات بیفته یا مثلا خیانت، نادوستی، یا قدرنشناسی دیگران به زندگیمون ضربه بزنه و تحت الشعاعش قرار بده. 

فرارِ ما از حقیقت، باعث نمیشه حقیقت تغییر کنه یا بهمون آسیبی نرسونه.

موافقم باهات، خدا جای حق نشسته،  و عدالت خدا، هیچ وقتِ هیچ وقت اشتباه نمیکنه و ورای نقش ها و راست و دروغ های ما عمل میکنه و هیچ کس رو گریزی ازش نیست. حتی وقتی که ما درک نمیکنیم خیلی از قسمت های زندگیمون دقیقا عدالت خداست یا داریم چوبِ خیلی از کارهایی که انجام دادیم رو میخوریم.

 

اگر توقع فقط ازخود باشه منظورت رو می فهمم
میخوای بدونی سال 91 نظرت راجع به توقع چی بوده؟
http://tandiseziba.blogfa.com/post-109.aspx

اینو ببیم و نظر خودت رو بخون
پاسخ:
چه جالب بود برام خوندن نظر چند سال پیش خودم
مرسی 
تا زمانی که برای هر اتفاق بدی توی زندگیم سعی میکردم بقیه رو مقصر بدونم همیشه یه بازنده بودم...
مدت هاست که فقط و فقط دنبال کم کاری ها و عیب های خودم میگردم... و حالا حتی باخت هم بهم حس بهتری میده.
پاسخ:
آره کاملا درک میکنم
من نمیتونم سطح توقعمو بیارم پایین اهل پایین اومدن نیستم
خودمو میکشم بالا :)
پاسخ:
منم همینطور
۱۱ آبان ۹۴ ، ۱۶:۰۸ امیرمسعود
کتاب "سلوک"رو من چندوقت پیش خریده بودم.تصمیم گرفتم شروع کنم با دقت بخونمش..گفتم به شمام بگم....
پاسخ:
خییلی این کتاب رو دوست دارم
تو این دو سال فهمیدم تا وقتی خودم نخوام هیچ ضعفی ندارم. خودمم که میخوام فرار کنم از روبرو شدن و این فکر آزار دهنده رو راه میدم تو ذهنم.
پاسخ:
وقتی از چیزی فرار میکنیم بهش قدرت میدیم
۱۲ آبان ۹۴ ، ۰۰:۲۴ نیمه سیب سقراطی
طول کشید تا به این نتیجه برسم ... طول کشید ... 
اونقدر طول کشید تا یه سری چیزا رو از دست دادم ...

پاسخ:
حسنش اینه که برای بقیه زندگیت یادش گرفتی 
من از نظر خودم تا جای ممکن تلاش کردم.توقعی که از دیگران دارم اینه که مزاحمت ایجاد نکنن و سد راه نشن.
پاسخ:
میفهمم حرفتون رو، ولی همونجور که به یکی دیگه از دوستان هم گفتم، نظر من اینه که توقع از دیگران ممکنه ما رو به جایی نرسونه و بهترین چیزی که میتونیم ازش توقع داشته باشیم چون میتونیم کنترلش کنیم، خودمون هستیم.
۱۴ آبان ۹۴ ، ۱۳:۳۶ ❤منتـــظر المـهـدی❤
عالی......
پاسخ:
ممنون
راستش برای رسیدن به همچین چیزی یک سال طول کشید و تو اون یه سال خیلی از خوشی ها رو نابود کردم !
پاسخ:
خیلی وقتا برای به دست آوردن خواسته هامون، باید از یه سری چیزهای دیگه بگذریم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی