سکوت رو دوست دارم، چون بهم فرصت فکر کردن میده
بایگانی

شبکه های مجازی

چهارشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۴، ۰۲:۵۵ ب.ظ

من نرم افزارا و شبکه های مجازی رو دوست دارم و در اندازه ی معمول استفاده میکنم و کلا چیز بدی نمیدونمشون و معتقدم نوع استفاده ی ما ازشونه که خوب و بدشون میکنه. مهم ترین حسنش برای من این بود که ارتباطم با خیلی از آدمایی که ازشون دور هستم رو ساده تر کرده و دیگه ازشون بی خبر نمیمونم و تنهاییم و اینکه نمیتونم باهاشون ارتباط حضوری داشته باشم رو خیلی وقتا اینجوری جبران میکنم، اما با همه ی اینها یه سری از رفتارها تو این نوع ارتباطات هستن که روی مخ من راه میرن:

یه سری اونهایی که میگن این مسیجو برای فلان تعداد آدم بفرست، تا چند دقیقه بعد خبر خوب دریافت میکنی و این حرفا. کسایی که در کمال ناباوری نسلشون هنوز منقرض نشده که هیچ، بسیار هم مدرن و پیشرفته شده!

یه عده اونایی که شایعات یا اخباری که اصلا به صحتش مطمئن نیستن رو پخش میکنن، یعنی هر مزخرفی که براشون میاد رو به سرعت فوروارد میکنن، حالا صدبارم بهشون ثابت شده که این تیپ پیام ها معمولا شایعه است، ولی بازم بهش توجه نمیکنن..

یه گروه هم اون مثلا روشنفکرای عزیزی هستن که کلا عادت دارن، در باب مسائل روز، نقدهای مختلف یا صرفا مخالف با چیزی که همه میگن برات بفرستن، توجه بفرمائید: "مهم درست و غلطش نیست، مهم اینه که مخالف با چیزی که همه میگن باشه " و ماشالله تنوع موضوعشونم بالاست و شامل هر زمینه ای میشه. شعارشونم اینه که: اکثریت همیشه اشتباه میکنه و مسئله وقتی لج درآرتر میشه که تو طرف رو میشناسی و میدونی تو چیزهای که داره سنگشون رو به سینش میزنه، اصلا و ابدا هیچ اطلاعات و تخصصی نداره! و حتی نمیفهمه چی داره میگه.

کاش یکی بود بهشون میگفت، تو رو خدا نکنین این کارو، حتما باید اونقدر زیاده روی کنین که آدم بهتون یه چیزی بگه، وقتی میبینین یکی جوابتون رو نمیده خب شعور داشته باشین بفهمین و ادامه ندین. ای بابا، همه حرف ها رو که نباید مستقیم زد. مستقیمم میگی بهتون برمیخوره که! ( من همون اول به طور مستقیم به طرف نمیگم خوشم نمیاد، چون میدونم همه مثل من فکر نمیکنن و سعی میکنم غیرمستقیم متوجهشون کنم که این تیپ پیام ها برام خوشایند نیست تا ناراحت نشن، اما اگه متوجه رفتارهای غیرمستقیمم نشن، دیگه مجبور میشم بهشون تذکر بدم که خب معمولا هم طرف تو هر جور بگی بهش برمیخوره)

یه عده دیگه، اینا که با اینکه هزار بار بهشون گفتی از گروه خوشت نمیاد، تند و تند تو رو تو گروه های مختلف عضو میکنن و هربارم که تو از گروه خارج میشی باز دوباره همون کارو تکرار میکنن. اینکه دوست داشته باشیم چیزی که به نظرمون خوبه یا داریم ازش لذت میبریم به هم پیشنهاد بدیم اصلا بد نیست و خیلیم قشنگه، ولی به نظرم یکی از فرهنگ هایی که باید جابیفته اینه که حتی اگه میخوایم گروهی رو به همدیگه معرفی کنیم، بدون اطلاع و هماهنگی با خود فرد اون رو عضوش نکنیم.

از گروه ها خیلی بدم میاد و خیلی اعصابم خرد میشه وقتی یکی منو عضو یه گروه میکنه. از اینکه رو گوشیم هر دقیقه نوتیفکشن های مختلف، اونم واسه هر کلمه ای که تو گروه رد و بدل میشه داشته باشم یا به واسطه ی تو گروه بودن، شمارم یا یه راه ارتباطی با من در دسترس هر کسی که میشناسم یا نمیشناسم باشه خوشم نمیاد و همینطور معتقدم اگه نیاز به خوندن مطالب علمی، هنری، روانشناسی، فکری، مذهبی یا هرچیزی داشته باشم، به جای وقتی که تو گروه صرف میکنم، میتونم اون زمان رو خارج از گروه و از طریق دیگه ای، خیلی مفیدتر به خوندن مطالبی که دلم میخواد اختصاص بدم. در مورد گروه های خانوادگی هم همینطوره، من شاید دلم نخواد خیلی از اعضای خانواده شمارم رو داشته باشن یا باهاشون در ارتباط باشم. اگه دلم بخواد با کسی در تماس باشم و یا حرف و سوال و چیزی ازش داشته باشم خب از خودش میپرسم. گرچه خیلی وقتا هر کدوم از انواع گروه ها حسن هایی هم داره، اما برای من معایبش پررنگ تره و فکر میکنم چون آدمها تو  محیط های مجازی با هم چشم تو چشم نیستن، خیلی اتفاق های دیگه ای میتونه بیفته و متاسفانه فرهنگ غالب تو جامعمون طوریه که بیشتر از استفاده ی مفید از تکنولوژی، ازش استفاده ی نادرست میشه و بیشتر از سازنده بودنش، مخرب هستن.

گروه آخری که داشت یادم میرفت کسایی هستن که هر ساعتی که بیدار باشن، فرقی نداره نصفه شب باشه یا اول صبح مسیج میدن. مورد داشتیم ساعت دو و نیم نیمه شب برای کمک به مرکز خیریشون برای همه دعوتنامه میفرسته!! شاید آدم با یکی دو نفر از کسایی که بهم نزدیکترن این مسئله رو کمرنگ تر داشته باشه، اما در حالت کلی من خودم درست نمیدونم از یه ساعت هایی به بعد به همدیگه مسیج بدیم، مخصوصا برای متاهل ها.

همه چیزایی که من میگم اعتقادات منه و انتظارم ندارم که همه مثل من فکر کنن، خب هرکسی یه عقاید و قوانینی برای خودش داره که ممکنه از نظر دیگری اصلا معنی نداشته باشه، و این نشونه ی خوب یا بد بودنمون نیست و فقط تفاوت هامون رو نشون میده، اما مهم اینه که به محدوده ی همدیگه احترام بذاریم و بدونیم و بپذیریم که همه مثل ما به مسائل نگاه نمیکنن و تو ارتباطات، باید حواسمون به دیدگاه و طرز فکر اطرافیانمونم باشه.

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۷/۲۲
رها

نظرات  (۱۰)

شاعر میگه : این درد مشترک،، درمان نمی شود،، هرگز جداجدا 
:-\ 
پاسخ:
:)
۲۲ مهر ۹۴ ، ۱۷:۱۹ فاطیما کیان
رها یادم باشه تو فوروارد کردن یه سری چیزا تو تلگرامت بیشتر دقت کنم :)) جدا نمیدونستم اینقدر روی این چیزها حساسی , فکر کنم منم یه بار نیمه شب برات چیزیو شیر کرده باشم ,فکر کنم :)) البته خودت میدونی علاقه ی من به همون روانشناسی و علومی برای رشدِ نه اگر ایرانی هستی اگر فلان نیستی برای بقیه هم بفرست ;)

پاسخ:
عزیززم، تو که همیشه چیزای خوبی برام فرستادی و کاملا هم مشخصه که چیزهایی رو میفرستی که حرف یا حسی برای گفتن دارن :)
من منظورم از ساعتای خاص این نیست که بعضی وقتا آدم اتفاقی  اینکارو کنه ها، و منم دوستایی دارم که از شرایط هم خبر داریم و میدونیم در چه حالتی هستیم، برای همین یه وقتاییم شده تو ساعت هایی که شاید برای بقیه نامناسب تر بوده هم بهم مسیج دادیم. کسایی که صدای منو درآوردن، اونایین که کلااا عادت دارن شب و نصفه شب مسیج بدن. بعد جالب اینجاست که مثلا نصفه شب طرف ازم یه چیزی پرسیده، فردا صبحش بهش گفتم: "دیشب مسیج دادی از خواب بیدار شدما، اما چون دیروقت بود جوابت رو ندادم" و این قضیه چندین بار تکرار شده ، اما کلا متوجه این نمیشه که منظورم چی بوده...
من وقتی وقتی اشتباهی میکنم و کسی بهم تذکری میده خیلی از خودم(نه طرف مقابل) ناراحت میشم که چرا قبلش به قضیه فکر نکردم و رفتار درستو نکردم، تو این شرایطم که قرار میگیرم، چون میدونم این تیپ مسائل درست و غلطش بستگی به نگاه آدما و تفاوت های فکری، فرهنگی یا شرایط زندگیشون داره، دلم نمیخواد کسی به خاطر تفاوتِ دیدگاهش با من، حسِ ناراحتیِ حاصل از پشیمونی اشتباه کردن براش به وجود بیاد و برای همینه که دلم میخواد قضیه رو غیر مستقیم حل کنم. 

۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۸:۱۱ مترسک ‌‌
این مسنجرا برای من فقط ابزار گفتگو (چت) هستن و نه بیش‌تر، اگه قرار باشه تبلیغات و شعار و اینا توش باشه نخونده پاکش می‌کنم...
پاسخ:
خوب کاری میکنین
قصد داشتم همین روز ها مطلبی در این مورد بنویسم.با تمام حرفهایتان موافقم.البته خوشبختانه خودم فقط با یکی دو گروه سر و کار دارم که از چت کردن با آنها لذت میبرم و مطالب مفیدی هم ارایه میشود.
پاسخ:
خیلی خوبه
۲۴ مهر ۹۴ ، ۱۱:۴۶ ثریا شیری
کاملاً موافقم...
دوستایی که توی اینستاگرام یا کانال های تلگرام حس ِ نوشتنشون رو ارضا میکنن و دیگه سری به وبلاگاشون نمیزنن...
یا باز هم دوستانی که با ارتباط ِ نزدیکتر با تمام ِ خواننده های وبلاگشون باز هم دیگه حوصله ی سر زدن به وبلاگاشون رو ندارن.
آخ که چقدر حرصم میگیره از این وبلاگ نویس های اندرویدی (مثلا) شده!
پاسخ:
چه اصطلاح جالبی: وبلاگ نویس های اندرویدی :)
همه ی این گونه آدم ها یک طرف، اون هایی که بی اجازه میارنت تو گروه یک طرف! این قدر غلط بودن این کار واضح و روشنه که حتی نیاز به فرهنگ سازی هم نباید داشته باشه!
پاسخ:
آره واقعا. من تعجب میکنم که چطور بعضی ها بهش حتی فکرم نمیکنن؟!!
موافقم...
چاره هم ندارد انگار!
پاسخ:
متاسفانه
رها جان حرفات همش درسته و من دربست قبولشون دارم ولی میدونم که میدونی الان این مشکل توست و تو باید برای خودت حلش کنی
چه طوره که تو نصف شب موبایلت در دسترسه؟
به نظر من از یه تایمی به بعد اینترنت باید قطع باشه و از یه تایم دیگه به اون طرف موبایل باید سایلنت باشه
تو خودت به دیگران مجوز ورود دادی

من که کلا اصلا ورود نکردم به دنیای اندرویدی ولی با موبایل همسرم با خانواده ام در ارتباطم در حد رد و بدل کردن عکس و همچنان فراری از شبکه های مجازی اما همسرم هم از یه تایمی به بعد دیگه کلا موبایل و اینترنتش قطعه


پاسخ:
درست میگی نسیم، ولی فکر کنم یه جای مطلب رو درست توضیح ندادم. من قسمت مربوط به خودم رو حل میکنم چون میدونم نمیتونم همه رو تغییر بدم و بهتره خودم شرایطی رو که میخوام ایجادش کنم و منظورم از نوشتنش این نبود که راه مقابله با مشکلم رو ندونم، بیشتر میخواستم در مورد کسایی بگم که دارن این رفتارها رو میکنن و حتی یک لحظه هم با خودشون به کارشون فکر نمیکنن.

کاملا حرفت رو قبول دارم و خیلی از این چیزها رو اندازه ی اون محدوده ای که برای خودم قائلم و شرایط زندگیم رعایتشون میکنم. من موقع خوابیدن، موقع درس خوندن، از یه ساعت شب به بعد و ... اینترنتم قطعه و وقتاییم که آقای خوب باشه، خیلی کم پیش میاد که جواب کسی رو بدم یا سرم تو گوشیم باشه
اما مثلا صبح که از خواب بیدار میشم برام قابل درک نیست و تعجب میکنم از اون خانوم متاهلی که تمام مسیجاش ساعت دو و سه شبه، یا اون همسایه ای که به محض اینکه آقای خوب پاشو میذاره تو خونه و حضورش رو میبینه شروع میکنه به مسیج دادن، یا اون دوستی که تموم وقتش تو گروه های مختلف میگذره و بعد شاکیه از اینکه همسرش بهش توجه نمیکنه...
شاید به خاطر جوابی که برای فاطیما نوشتی من فکر کردم نصف شب موبایلت سایلنت نبوده که از مسیج دیگری بیدار شدی
حالا فکر میکنم برای اینکه طرف رو متوجه اشتباهش بکنی بهش اینجوری گفتی
اما باور دارم هر چقدر هم ما در مورد این بی فرهنگی بنویسم به اندازه ای که خیلی مستقیم و رک و با مهربونی به طرف مقابلمون اشتباهش رو گوشزد کنیم تاثیر نداشته باشه
پاسخ:
آره همینطوره.
درست میگی، بهتره مستقیم بهشون گفت
۲۷ مهر ۹۴ ، ۲۱:۳۸ نیمه سیب سقراطی
از شلوغ پلوغی بدم میاد ! زیادی باشن زرتی میزنم همه رو پاک میکنم ! :))
در کل باهات موافقم ... درست و به اندازه ش خوب و مفیده ! برای من که تا حالا اینطور بوده :)
پاسخ:
خدا روشکر که اینطور بوده

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی