سکوت رو دوست دارم، چون بهم فرصت فکر کردن میده
بایگانی

تاریخ انقضا

يكشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۴، ۱۲:۰۴ ب.ظ

من فکر میکنم چیزی که خیلی وقتا ازش غافل میمونیم اینه که جبران اشتباهاتم یه تاریخ انقضا و محدودیت زمانی ای داره که بعد از اون دیگه ماهی ای نیست که هر وقت از آب بگیریمش تازه باشه! یعنی درسته که هر موقعی که آدم متوجه اشتباهش بشه باز به نفعشه، چون حداقل حسنش اینه که میتونه آیندش رو بدون تکرار اونها ادامه بده، اما تا یه جایی با برگشتن از اشتباهی که کردی، راه غلطی که رفتی، غفلتی که داشتی، ناراحتی ای که ایجاد کردی، چشم هایی که انتخابش برای دیدنِ حقیقت، باز موندن نبود، ضربه ای که زدی و غیره و غیره، میشه همه چیز رو یواش یواش به حالت اول یا حداقل به شرایط مناسب تر برگردوند و خطاها رو جبران کرد، همه چی رو Undo  کرد و با تلاش و در طی زمان دوباره ساختش، از یه جایی به بعد، مشمول قانون مرور زمان میشه و تو هر چقدرم که پشیمون باشی و تلاش کنی، اون اتفاقای افتاده جبران نخواهد شد و آثارش تا ابد تو زندگیت باقی خواهد موند.

یه چیزی که خیلی خوب یاد گرفتم و جزئی از زندگیم شده اینه که حواسم به تمامِ انتخاب هام باشه، به اینکه هیچ کاری نکردن هم نوعی انتخابِ و من در برابرش مسئولم. به اینکه اگه یه روزی تصمیم گرفتم اشتباهاتم رو نبینم و به روی خودم نیارم، یا اگه به هر دلیلی متوجهشون نشدم، یا با وجود اینکه میدیدم دارم اشتباه میکنم، هیچ کاری براش نکردم و به امید امدادهای غیبی گذروندمش، یا اگه هزار تا توجیه برای خودم ردیف کردم که همه ی عالم مقصر تمومِ بدبختیامه و منِ مظلومِ بی گناه دارم چوب ساده لوحی و خوبیم رو میخورم و کاری ازدستم بر نمیاد، نمیتونم انتظار داشته باشم تا وقتی که من بفهممش، یا بخوام به خودم زحمت بدم چشم هام رو به روش باز کنم و حرکتی در جهت بهتر کردن اوضاع بردارم، یا به این نتیجه برسم که هیچ کس جز خودم نمیتونه شرایط رو عوض کنه، یا درک کنم که هرآنچه که تو زندگیم دارم یا ندارم، محصولِ افکار، اعمال و انتخاب های خودمه، دنیا منتظرم مونده باشه. نمیتونم انتظار داشته باشم وقتی یه دیوار دفاعی خیالی از غرور، از دروغ، از انکار، از فرافکنی، از توجیه، از قربانی بودن یا هرچیز دیگه ای دور خودم کشیدم و خودم رو تو یه حباب تو خالی گذاشتم، اون حبابِ پوچ از من در برابر همه چیز دفاع کنه و منو به جایی برسونه که میخوام اما هیچ تلاشی برای رسیدن و یا حفظ کردنش نکردم.

من چندسال از عمرم رو تو اون حبابِ پوچ و توخالی گذروندم و اثراتش هم با چشم های خودم دیدم و باور کردم که نه تنها باهاش به هیچ کجا نخواهم رسید که دیر یا زود در اثر قدرت حقیقت، اون حباب هم از بین خواهد رفت، برای همینه که خوب میشناسمش و یاد گرفتم که این خودم هستم که تو هر لحظه انتخاب میکنم که چطور زندگی کنم و چه لحظاتی رو برای خودم رقم بزنم و در برابر همه ی تصمیم ها و در برابر زندگیم هیچ کس جز خودم مسئول نیست. هیچ کس جز خودِ خودِ خودم.

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۴/۰۶/۲۲
رها

نظرات  (۱۶)

مشکل وقتیه که مجبور بشی آگاهانه تصمیم اشتباه رو بگیری...گزینه غلط رو انتخاب کنی...
بنظرم هرکسی موقع تنهایی خودش به ایرادات و اشتباهات خودش واقفه...منتها باید دلیلی برا برگردوندن تصمیماتش پیدا کنه... که شاید هیچوقت دلیلی پیدا نکنه..
پاسخ:
از نظر من این حالت دیگه تصمیم اشتباه نیست ، این یعنی بین چند گزینه که داشتیم، اون موقع ترجیح دادیم به دلایلی که برامون مهمتر بوده، یکیش رو انتخاب کنیم که حالا چون اهمیتش رو از دست داده یا دلایل یادمون رفته یا نتیجه خوب از آب درنیومده، بهش میگیم اشتباه.

منم منظورم اینه که ما حتی وقتی اشتباهاتمون رو برنمیگردونیم، دلیلش رو بشناسیم و مسئولیت برنگردوندنشون رو هم باید بپذیریم، مسئولیت اینکه هیچ دلیلی نداریم برای برگردوندنش، گردن کسی جز خودمون نیست..

مدام سر دو راهی ها و چندراهی های انتخابیم و مهم اینه که هزینه ی هر انتخاب رو بپذیریم
پاسخ:
اره همینطوره. تو کتاب درمان شوپنهاور از اروین یالوم جمله ی جالبی بود که تو ذهنم حک شده:
انتخاب یک راه، محرومیت از انتخاب راه دیگر را به همراه دارد؛ یعنی، برای هر بله، قطعا یک نه وجود داشته
۲۲ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۲۵ فاطیما کیان
این خود ما خودش یه دنیاییه وقتی تنهاش میذاریم برای خودش یه دنیای پوچ از تمام چیزهایی که گفتی میسازه اونوقت اون دنیاش هم نیست بشه گم میشه تو گذشته و سخته بیرون اوردنش از اون تلخی ها و سایه ها
پاسخ:
آره، این خود رو اگه یه لحظه هم به حال خودش رها کنیم و مواظبش نباشیم و ازش حمایت نکنیم، ممکنه راهش رو گم کنه.
دقیقاً ما اونقدر حق انتخاب داریم که خودمون مسئول همه کارا و اتفاقات اطرافمون باشیم
پاسخ:
آره همینطوره
منم میگم گاهی آگاهانه و با علم به اشتباه بودن کاری انجامش میدیم چون جرات انجام دادن کار درست رو نداریم و البته که خودمون هم تاوانش رو بدتر از اشتباهات ناآگاهانه پس میدیم.... من از این کارا زیاد میکنم و یه نقطه  ضعفه که حتی درصدد درست کردنش هم نیستم
پاسخ:
یا جراتش رو نداریم، یا حالش رو نداریم. من برام پیش اومده چون کار درست سخت تر بوده، فقط به خاطر تنبلی هزار تا دروغ به خودم گفتم که کار نادرست که آسون تر و در دسترس تر بوده رو انجام بدم!
آره تاوان این حالت، بدتر از وقتیه که نمیدونیم و داریم اشتباه میکنیم
برام سوال شده که چرا در صدد درست کردنش نیستی؟
اووووون (!) خیلی وقت پیشا دل یه بنده خدایی رو شکوندم، خدا شاهده 4 سال یه خواب راحت نداشتم، حتی بعضی وقتا که هر کاری می‌کردم و هی نمی‌شد حس می‌کنم آه اون بیچاره است که باعث شده طلسم بشم؛ دلو زدم به دریا و ازش تمام قد و مردونه معذرت‌خواهی کردم و بعد اون هی اتفاقات خوب پشت سر هم برام افتاد... الهی شکر
پاسخ:
چقدر خوب که معذرت خواهی کردین. 
خدا رو شکر 
فک کنم در این باره به اندازه کافی صحبت شده باشه....
نه بابا ماهی رو هر وخ از آب بگیری بو میده :)
همینطوره :)
پاسخ:
:)
۲۳ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۵۸ نیمه سیب سقراطی
من میگم هر چی بزرگتر بشیم و سن ـمون بره بالاتر اشتباهاتمون هم غیرقابل جبران تر میشن ...
و این خیلی ترسناکه :|
پاسخ:
بزرگتر که میشیم، کارهامون و انتخاب هامون حساس تر میشه و ما هم بیشتر در قبالشون مسئولیم
منم یه وقتایی میترسم از انتخاب هایی که اونقدر بزرگ میشن که عواقبش به جز خودم خیلیا رو درگیر میکنه 
خودمم نمی دونم...   مثل سبزی پلاسیده تو یخچال میمونه که برای دور ریختنش امروز فردا میکنم
پاسخ:
امیدوارم قبل اینکه یخچال، بوی سبزی پلاسیده بگیره و مجبور بشی کلی زحمت بکشی تا تمیزش کنی، بندازیش دور
متاسفاه من یه حافظه خیلی و خیلی داغونی دارم ، در حد ماهی ! کاری که میکنم ، اشتباهی که میکنم ، اگه زود جبرانش نکنم ، یادم میره ! هنوز هم مطمئنم یه سری کارارم هست که جبران نشده و این ...
پاسخ:
خب پس تاریخ انقضای جبران کارهای شما خیلی زمانش کمه :)
"از یه جایی به بعد اتفاقای افتاده جبران نخواهند شد و آثارش تا ابد توی زندگیت باقی خواهد موند"
خیلی درد داره این جمله.... 
پاسخ:
متاسفانه واقعیت تلخیه
سلام.موافقم باهاتون.منم کلی از سالهای زندگیم رو بخاطر همین افکار و جبهه گیری ها از دست دادم!
پاسخ:
امیدوارم دیگه تجربش نکنی
به نظر من مشکل آدما اینه که یا به آینده اصلا اهمیت نمیدن یا خیلی از آینده می ترسن...
پاسخ:
ریشه ی خیلی از مشکلاتمون به ترس و اضطراب برمیگرده
خوب همه چیز دست خود ادم نیست ..یعنی تصمیم ادم به تنهایی گاهی هیچ چیزی را تغییر نمیده ..
اتفاق های گذشته جبران نمیشه و اثارش همیشه هست ..من همیشه می ترسم از باقی ماندن اثار .///
پاسخ:
آره همه چیز دست خودِ آدم نیست، ولی اینکه با این همه چیزهایی که دستمون نیست چطور برخورد کنیم کاملا تو اختیارات ماست
درست میگی، خیلی وقتا نمیشه اتفاق های گذشته رو جبران کرد و آثارش همیشه باقی میمونه، ولی من فکر میکنم با فهمیدنش، با جلوشو گرفتن تو زمانی که هنوز وقت هست، با جبرانش، میشه خیلی از اثراتشو کمرنگ کرد
منم خیلی میترسم ازش

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی