سکوت رو دوست دارم، چون بهم فرصت فکر کردن میده
بایگانی

بویِ خوشِ مهربونی

پنجشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۳۰ ب.ظ

مامانم از وقتی یادمه تو ظرف قند، یه کیسه وانیل میذاشت، واسه همین همیشه قندای خونمون عطر خوشی داشت که همه هم خیلی دوستش داشتن و هرکی خونمون میومد میخواست رازش رو بدونه. من بهش میگفتم بوی مهربونی.

الان خیلی وقته که یه کیسه کوچولوی گل گلی دوختمو توش وانیل ریختم و گذاشتم تو ظرف قند ...



حالا هربار که قندونو پر میکنم بازم خونه پر از بوی مهربونی میشه، پر از حسِ خوشبختی اون روزها، پر از حسِ داشتنِ یه خونه ی گرم و یه خانواده ی پر از عشق، پر از یادِ وقتایی که من بچه بودم و مامانِ عاشق منتظرِ اومدن مَردِش از سرکار بود، پر از حسِ وقتایی که صدای کلیدای بابا رو که عمدا تکونشون میداد تا متوجه اومدنش بشم رو میشنیدم و پر میکشیدم به سمت در و داداش کوچولومم چهاردست و پا خودش رو بهم میرسوند، وقتایی که سماورِ خونه و قوری روش چایِ تازه دم داشت و قندونِ گل سرخیِ توی سینی عطرِ عشق و آرامش میداد...

حالا هربار که قندونو پر میکنم، با اینکه با چای اصلا قند نمیخورم، یه چایِ قند پهلویِ مهربونِ نوستالژی خودم رو مهمون میکنم، به یادِ تموم ِ روزهایی که نیست، به یادِ تموم روزهایِ قشنگی که حالا فقط برام مثلِ یه خوابِ مبهم، که تو یه ظهرِ داغ تابستون دیدم میمونه...

موافقین ۸ مخالفین ۰ ۹۴/۰۶/۱۲
رها

نظرات  (۲۷)

سلام از این مدل قندها ما هم داریم ولی متاسفانه بی نام بودن!
یاد تموم خاطرات خوب بخیر 

پاسخ:
چه خوب :)
چقدر خوب بود این پست :)) حس خوب به ادم می ده ...
پاسخ:
مرسی بانو
بهت حسادت کردم
از ته دلم :(
تا همیشه همین قدر خوشبخت باشی :)
پاسخ:
عزیزم، برات یه دنیا عشق و حس خوب آرزو میکنم
توصیف روزای بچگیتون نمونه ی یه زندگی سنتی ایرانی بود.. عین تو کتابا...
ایده هوشمندانه ای داشتن...
پاسخ:
یه زندگی اروم و واقعی داشتیم اون روزاا
همه این قندا رو دوست داشتن
چی بگم والا!
پاسخ:
:)
چقدر خوب...

نوستالژی های فراوونی دارم با سماور و چای...

بابت گفتن زار ِ مگو و ترفند قندهای معطر ممنون.

پاسخ:
عاشق چای تو سماورم با استکانای کوتاه و نلعبکی های گل سرخی
میخوام واسه خونه بخرم اگه پیدا کنم ;)
حس ِ دلتنگی داشت..
خونه تون پر از حس های قشنگ ِ مهربونی باشه  ^ ^
پاسخ:
مرسی ^_^
چه باحال ^_^
پاسخ:
^_^
چه بوی خوبی داشت این پستتون :)
پاسخ:
خیییلللی
۱۳ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۲۴ نیمه سیب سقراطی
من از پر کردن قندون و نمکدون و شکردون و اینا هیچ خوشم نمیاد ! ولی همیشه هم کار منه !
بوی وانیل رو دوست دارم ولی ! فکر کنم با این روش پر کردن قندون رو دوست بدارم ^_^
پاسخ:
منم از پر کردن نمکدون خوشم نمیاد D:
آره اینقدر بوی خوبی داره که نمیشه دوستش نداشت 
منم این ترفند استفاده میکنم
بوی مهربونی ....تعبیر قشنگیه:)
پاسخ:
چه خوب
پس شمام خونت بوی مهربونی میده 
چه ترفند جالبی:)
پاسخ:
;)
۱۳ شهریور ۹۴ ، ۲۰:۴۹ فاطیما کیان
خدا چراغ خونتون و عشق تون رو گرم نگه داره ,قدیما خیلی چیزهاش شیرینه و ارزش یاداوری داره ولی حالی که ساختی خیلی خوشبو و زیباست رهای خوبم :)
پاسخ:
خیلی خیلی مرسی دوست جانم :*
ممنون به خاطر حس خوب این پست :)
پاسخ:
خواهش میکنم :)
ای جانم چه پست بغل کردنی ای بود :)))
از رازی هم که گفتی مچکرم یادم بمونه برای آینده :D
پاسخ:
پس یادم باشه بعدها بیام خونت یه چای بغل کردنی بخورم :)))
۱۵ شهریور ۹۴ ، ۱۰:۳۳ یک مردِ جدّی
:-))
پاسخ:
:)
بعد از خوندن فقط یه نفس عمیق کشیدم !
فقط یه نفس عمیق !

پاسخ:
:)
رها به روزی فکر کن که اقای خوب هم یاد بوی قندهای قندون خونه بیوفته.به روزی که دختر با پسرت یاد بوی خوش قندهای مامانشون بیوفتن.به روزی که مهمونهای امروزت فردا روزی با خودشون بگن قندهای خونه رها یه چیز دیگه است. به روزهای خوش اینده فکر کن.تو این زنجیره خوبی رو داری ادامه میدی...
پاسخ:
مرسی دل آرام جانم، با این همه حس قشنگ و دوست داشتنی :*
هوس ٢ تا چایى کردم :-) 
با اون قنداا
پاسخ:
چایِ قندپهلویِ مهربونی قسمتتون باد ;)
سلام ...
مادرها همیشه پر از خاطرات به جامونده اند
پاسخ:
سلام
اره همینطوره
سلام رها جان
قندهای خانه شما بیشتر بوی سرمست کننده ی مهربانی میدن تا بوی خوش وانیل :))

خوشبختیت بادوام عزیزم :))

پاسخ:
مرسی نرگس جان
همینطور برای تو 
قدر حس های خوبت رو بدون رها
خیلی عشق میخواد به این سبک زندگی کردن
هر  روزت پر عشق تر از روز قبل الهی
پاسخ:
مرسی نسیم جان، انشاالله، همینطور برای تو
این مدت که نبودی جات خیلی خالی بود. خوشحال شدم کامنتتو دیدم :*
با خوندن پستت یک احساس تلخ و شیرینی پیدا کردم. کلی فکر کردم تازه فهمیدم اسم این حس همون نوستالژیه که خودت گفتی.
زندگیت پر از بوی مهربانی
پاسخ:
ممنون بانو و مرسی از دعای خوبت
برای تو هم همینطور
می دونم وقتی صاحب وبلاگ کامنت دونی رو میبنده یعنی نمی خواد کامنت مرتبطی دریافت کنه اما واقعا کنجکاوم بدونم اون متن از کدوم کتاب رومن گاریه. آخه خیلی آشناست
پاسخ:
مربوط به کتاب " لیدی ال" هستش. 

http://bestbooks.blogfa.com/post-202.aspx
۱۸ شهریور ۹۴ ، ۱۸:۴۸ وحید محمدیان

یه پست پر از حس‌های قشنگ

ممنون :)

پاسخ:
ممنون از شما 
بوی مهربونی..
رهای عزیزم..
من هم این بوی مهربونی رو دارم طعم چای دارچین ..
هنوزم بهترین چایی که از نوشیدنش لذت میبرم چای دارچینه...

چقدر ظرفای قندو شکرت خاصه مثه خودت یعنی اگه چیزی دیگه بود شک میکردم به رها..
پاسخ:
عزیززم، خیلی وقت بود ازت خبری نداشتم دوستم
من همیشه یا چای با دارچین درست میکنم یا هل، و البته از اونجایی که عاشق عطر دارچینم، بیشتر وقتا دارچینه که خودش رو به قوری چای میرسونه ;)

مرسی خزان جان 
چقدر خوب بود این پُست
هم حسش
هم آموزش تکنیکش :پی
برم امتحان کنم
پاسخ:
D:

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی