سکوت رو دوست دارم، چون بهم فرصت فکر کردن میده

گفتم این عید به دیدار خودم هم بروم

جمعه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۳، ۰۱:۳۱ ب.ظ

" منتقل شده از مشق سکوت در بلاگفا "


روزای پایانی سال برای منم، مثلِ خیلیا، وقت حساب کتاب سالی که پشت سرگذاشتم و برنامه ریزی برای سال بعده.

فروردین پارسال، یه لیست تهیه کرده بودم که توش از آرزوها و اهدافم برای زندگی و قسمت هایی که باید تو سال 93 انجامشون بدم، کارکردن روی شخصیت خودم و همینطور یه سری چیزهایی که جنبه ی مادی داشت، نوشته بودم و اوایل خرداد هم تمام این لیست رو به صورت خلاصه پشت 5 تا فرشته ام نوشتم و جلوی چشمم گذاشتم.

تو آخرین روز سال، لیستم و فرشته هام رو آوردم تا به یه جمع بندی از سال 93 داشته باشم و ببینم چه چیزهایی میخواستم، چقدرشون رو یادم مونده و به کدومهاشون رسیدم و یا نرسیدم و چه دلایلی پشت هر کدوم از این اتفاقاست.

اول از همه اینکه، هیچ کدوم از خواسته هام نبود که تو طول سال فراموششون کرده باشم و از این بابت خیلی خیلی خوشحالم.

وقتی داشتم لیستم رو مرور میکردم، میدیدم امسال من به بیشتر قول و قرارهایی که با خودم داشتم عمل کردم و هیچ چیز برام فقط یه برنامه ریزی اول سالی نبوده که بعدش فراموش بشه. من امسال نتیجه ی تموم چیزهایی که براشون وقت و انرژی گذاشته بودم رو به بهترین وجه ممکن دیدم. تا قبل ترها همش نگران تغییر یه سری نگرش ها و رفتارهام و تثبیتشون بودم، ولی امسال پیش خودم کاملا سربلندم چرا که بدون اینکه متوجه باشم، چیزهایی که براشون تلاش کرده بودم تقریبا جزئی از وجود و شخصیتم شده بود و تو زندگیم جاری بود.

به تک تک حرف هایی که تو این پست نوشته بودم عمل کردم. پا روی تموم ترس هام، تموم ذهنیت های نادرستم گذاشتم و حالا هر قدمی رو خالص و با تموم انرژی مثبتی که تو وجود هر انسانی هست برمیدارم، تونستم از خودم، از زندگیم خواسته داشته باشم، و برای رسیدن به این خواسته هام مرحله به مرحله برنامه ریزی کنم و انجامشون بدم. تونستم آدمها رو با خوبی و بدیهاشون در کنار هم ببینم و در عین اینکه محبتم رو از کسی دریغ نکردم، اجازه هم ندادم کسی وارد حریمم بشه یا بخواد من رو وسیله ی رسیدن به اهداف خودش قرار بده.

توی لیستم نزدیک به 15 تا مورد شخصیتی نوشته بودم که به جز یکی، به بقیشون به شایسته ترین حالت ممکن رسیدم و یکی باقیمانده هم نیاز به تلاش و تمرین بیشتری داره. با وجود اینکه ماههای اول سال، مشغول درس خوندن بودم، بقیه ی سال رو دو برابر اونچه که برنامه ریزی کرده بودم تونستم مطالعه داشته باشم. چیزی بالغ بر سی کتاب و هفت هزار صفحه که من رو خوشحال میکنه، چرا که با توجه به شناخت و روندی که قبلا داشتم، برام یه دستاورد بزرگه. زنانگیم، چیزی که قسمت عمده ی اون لابه لای نگاه های نادرست، یا اتفاق های ناخوشایند گذشته جا مونده بود، خودش رو پیدا کرد و چهار جنبه ی زنانگیم دستای همدیگه رو گرفتن و با هم تعامل و ارتباط خوبی برقرار کردن.

امسال برای من سال فوق العاده پرباری بود و حالا که به لحظه های پایانیش نزدیک میشم، سرشار از آرامش هستم و در برابر خدا و خودم شرمنده نیستم که لحظه هام رو به پوچی گذرونده باشم و ارزش و حرمتِ موهبتی که خدا بهم داده و بودنم رو ندونسته باشم.

تمام ِ چیزهایی که بالا گفتم، به معنای ِ این نیست که من سالِ بی دغدغه و راحتی و یا مسیر بدون کوچکترین ناهمواری ای رو پشت سر گذاشتم. حرف های من به این معنی نیست که همه ی روزهام بر وفق مرادم گذشته باشه. اتفاقا برعکس، امسال از خیلی لحاظ تحت فشار بودم، کلی حادثه کوچیک و بزرگ رو تجربه کردم که همچنان هم ادامه داره، خیلی روزها صبرم رو از دست دادم و ساعت های زیادی رو گریه کردم. شرایط خیلی سختی رو گذروندم، از خیلی اتفاق ها یا خیلی حرف ها درد کشیدم، لحظه های خیلی تلخی رو گذروندم، خیلی جاها احساس تنهایی کردم، خیلی وقتا به بدترین حالت ممکن، با اشتباهات خودم روبه رو شدم و بابت کارهایی که کردم، حرف هایی که زدم، آدمی که بودم پشیمونی و عذاب وحشتناکی رو تجربه کردم، کارهایی که خیلیهاشون قابل بازگشت نیستن. امسال من نتونستم به چندتا از چیزهایی که میخواستم برسم و ... اما با وجود همه ی لحظه های ناخوشایند، سعی کردم خودم رو نبازم و رشته ی زندگی از دستم خارج نشه، سعی کردم نرسیدن ها من رو ناامید نکنه و برای ناراحتی و یا غمگین بودنم حدی قائل بشم و به جای غرق شدن تو ناامیدی، فکری کنم تا روزهای آیندم همچنان اینطور نگذره. امسال من یاد گرفتم که خیلی وقتا با وجود اینکه همه ی تلاشت رو میکنی، شرایط اونطور که انتظار داری پیش نمیره، خیلی وقت ها اتفاقها اونطور که تو دلت میخواد نمیفته و مجبوری از یه سری چیزهای کوچیک بگذری، رنج های کوچیک رو تجربه کنی، تا به آرامش برسی. اینها به معنی گذشتن از خودت یا تموم شدن همه چیز نیست، من یادگرفتم باید در برابر زندگی منعطف اما سخت بود، منعطف باشیم و آمادگیش رو داشته باشیم تا بتونیم با تغییرات و حوادث ناگهانیش کنار بیایم و لحظه هامون رو تو هر شرایطی خوب بسازیم، و سخت برای اینکه از چیزی که می خوایم، باید باشیم و یا هستیم دست نکشیم و دور نشیم. گاهی وقت ها مسیر رسیدن ما به شادی، اون جوری نیست که ما دلمون میخواد یا تو زمانی اتفاق نمیفته که ما میخوایم ، اما ما میتونیم با نگاهمون از دل بدترین لحظه ها و شرایط شادی رو بیرون بکشیم.

من امسال کاملا دیدم که چطور نگاهِ نادرست من، و یا نگرش های منفیم، میتونه قشنگ ترین مسائل رو به صورت تلخ ترین فاجعه ها ببینه و یا برعکس. شاید آدم دیگه ای تو شرایط مشابه من، امسال رو یکی از بدترین سالهای زندگیش بدونه، اما من وقتی داشته ها و نداشته هام رو نگاه میکنم، میبینم ارزش چیزهایی که به دست آوردم، خیلی خیلی بیشتر از چیزهایی هست که بهشون نرسیدم. داراییهای من، یعنی؛ ایمان و توکلی که تو وجودم هر لحظه ریشه دارتر میشه، نگاهِ شکرگذارم، عشقِ تو دلم، آرامش درونیم، صبر و استقامتم، سلامتیم، خودشناسی و خودسازیم، عمل گراییم، دنبالِ شادی بودنم، و ... چیزهاییه که حاضر نیستم حتی لحظه ای با هر چیزی غیر از خودشون عوضشون کنم.

برای همتون آگاهی، آرامش، ایمان، عشق و رسیدن به هرآنچه که شایستش هستید آرزو میکنم و امیدوارم سال خوبی پیش رو داشته باشین.

 

 

موسیقی نوشتعید - پیروز 

*عنوان پست، شعری از قیصر امین پور

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۱۲/۲۹
رها

نظرات  (۰)

هنوز هیچ نظری ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی