سکوت رو دوست دارم، چون بهم فرصت فکر کردن میده

پذیرش گورخری

دوشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۳، ۱۱:۳۴ ق.ظ

" منتقل شده از مشق سکوت در بلاگفا "


از گورخر پرسیدم: تو سیاه هستی باخط های سفید یا که سفیدی باخط های سیاه؟ گورخر از من پرسید: تو خوبی با عادت های بد یا که بدی با عادت های خوب؟ آرامی بعضی وقت ها شلوغ یا شلوغی بعضی وقت ها آرام؟...شادی بعضی روزها غمگین یا غمگینی بعضی روزها شاد؟...و همچنان پرسید و پرسید و پرسید. دیگر هیچوقت از گورخری درباره رنگ پوستش نخواهم پرسید...


 


آقای دکتر بابایی زاد، همیشه تو برنامه هاش یه مجسمه گورخر با خودش میاره، یه بار مجری برنامه ازش راجع به علت این کار پرسید. ایشون داستان بالا رو که شاید خیلیهامون شنیده باشیم تعریف کردن و گفتن: " باید یاد بگیریم خودمون رو با تموم خصلت های خوب و بدمون بپذیریم. به خودمون و آدمهای اطرافمون صفر و صد نگاه نکنیم. مثبت و منفی مطلق نگاه نکنیم. همه ی ما عیب ها و حسن هایی در کنار هم داریم. نه انتظار خدایی از کسی داشته باشیم نه فقط با چندتا اشکال کل شخصیتش رو زیر سوال ببریم. اگر اشکال یا اشتباهی داشت، فقط در مورد اون قضاوت کنیم و نتیجه بگیریم، نه در مورد همه ی خودش.

 همه ی ما اشکالاتی داریم، اما در کنارش همه ی ما حسن هایی هم داریم و باید تموم خصوصیات خوب و بدمون رو بشناسیم و در کنار هم و با هم بپذیریم و به این پذیرش میگن: پذیرش گورخری. " "

 

موسیقی نوشت:

آهنگ های مرجان فرساد، مثل ِ یه رویا می مونه، مثل ِ یه خواب ِخوش ِ کودکی. من یکی از اونها رو برای دانلود گذاشتم به اسم پرتقال ِ من، پیشنهاد میکنم بقیه ی آلبومش رو هم گوش بدید.

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۶/۳۱
رها

نظرات  (۰)

هنوز هیچ نظری ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی