سکوت رو دوست دارم، چون بهم فرصت فکر کردن میده

به بهانه ی سالروز تولدم

دوشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۳، ۱۲:۰۴ ق.ظ

" منتقل شده از مشق سکوت در بلاگفا "


این من ِ سالهای دور است.

 من ِ 1939.

وقتی هنوز می توانست چیزهای کوچک را ببیند یا صداهای دور با بشنود.

این من ِ متوقف شده در 1939 است.

وقتی هنوز نمی دانست برادرش را جنگ 1943 خواهد کشت.

خواهرش را 1958 طلاق خواهد داد.

مادرش را 1968 با وبا به زانو در خواهد آورد.

این من ِ 1939 است.

وقتی هنوز عاشق نشده بود

و در یک زن و سه بچه تکثیر نشده بود.

وقتی هنوز هیچ چیز نمی دانست.

از وبا و جنگ و طلاق.

و حالا 1972 است.

و من مثل مرگ می ترسم،

از چیزهای کوچکی که نمی بینم،

از صداهای دوری که نمی شنوم.

از اعداد هنوز نیامده.

از 1973. 1978. 1985...

 این من ِ سالهای دور است وقتی هنوز چیزی نمی دونست از دوست داشتن و ازدواج و عشق و درد و تکیه گاه و آغاز و پایان و راست و دروغ و اشتباه و مسئولیت و امید و تنهایی و گذشته و حال و آینده...

 

موسیقی نوشت:

گهواره - گوگوش

 

* شعر از کتاب ِ پرسه در حوالی زندگی، به روایت مصطفی مستور

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۴/۳۰
رها

نظرات  (۰)

هنوز هیچ نظری ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی