سکوت رو دوست دارم، چون بهم فرصت فکر کردن میده

" منتقل شده از مشق سکوت در بلاگفا "


تو هر رابطه ای که زیربنای ِ وجودش دوست داشتن ِ نه صرفا نیازها و شرایط و مسئولیت ها؛

محبت، کلام، نصیحت، لطف، نگرانی، صبوری و هر چیز ِ دیگه ای، فقط و فقط و فقط وقتی از همه ی وجود و از ته ِ ته ِ دل بیاد به دل میشینه و تاثیر گذار میشه...

کاری به درست و غلط بودن ِ نگاه ِ شما و واقعیت ندارم، اما اگه واقعا فکر میکنید کسی که براتون مهم ِ و ارزش داره، داره تصمیم ِ اشتباهی میگیره و راه ِ نادرستی میره، وقت ِ تذکر دادن بهش، وقت ِ آگاه کردنش، وقت ِ نصیحت کردنش، بعد از اینکه کار از کار گذشته نیست، بعد از اون انتخاب ِ به فکر ِ شما اشتباه نیست...

اگه وقتی یکی که براتون مهم بود داشت تصمیمی می گرفت و شما نگرانش بودید، چون ایمان داشتید که داره اشتباه میکنه، اما سکوت کردین و هیچ تلاشی نکردین تا متوجهش کنید (اونم به دلیل فرار از مسئولیتی که درصد خیلی کمی احتمال داشت تغییر تصمیمش به دوش شما بندازه) دیگه حق ندارید بعدش، خیلی بعدش، خصوصا وقتی که تو جایگاهی ِ که دوست داره و از انتخابش خوشحال ِ و داره با آرامش و رضایت زندگیش رو میکنه، ادعای محبت و نگرانی کنید و شروع کنید به توضیح و هشدار در مورد کار ِ اشتباهی که کرده!

 

پی نوشت:

برای عزیزی که امشب بعضی ناخالصی های پنهون تو کلامش، اونقدر ناراحتم کرد که نمیتونم کوچکترین ارزشی برای نگرانی هاش قائل بشم....

 

موسیقی نوشت:

برای آقای خوب: ازت متشکرم- مازیار فلاحی

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۴/۲۳
رها

نظرات  (۰)

هنوز هیچ نظری ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی