سکوت رو دوست دارم، چون بهم فرصت فکر کردن میده

سندروم داون

چهارشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۳، ۰۱:۲۲ ب.ظ

" منتقل شده از مشق سکوت در بلاگفا "


 سی سالشه، بعد از کلی درگیری و نارضایتی خانواده ها، دو سال پیش بالاخره با پسرخالش ازدواج کرد و الان بارداره و داره تعریف میکنه که این مدت چه اتفاقاتی براش افتاده. میگه وقتی نتیجه تست غربالگری رو برای دکتر برده، بهش گفته که جنین مشکوک ِ به سندرم دان و باید برای تشخیص قطعی ازش آزمایش دقیق تری بگیرن ( فکر میکنم اسم آزمایشش آمنیوسنتز باشه ) و اگر مشکلش تائید شد بهش اجازه ی سقط رو میدن و اگر هم نخواد سقط کنه باید خودش و همسرش تعهدنامه ها رو امضا کنن که نگهداری بچه بنا به خواست اونها بوده. میگه: وقتی دکتر بهم اینا رو گفت پروندم رو ازش گرفتم و گفتم تحت هیچ شرایطی آزمایشی رو انجام نمیدم که ممکنه حتی درصدی به بچه ام آسیب بزنه. برام فرقی نداره که بدونم بچه ام سالمه یا نه، هرچی خدا بخواد و اگه اون  اینطور برام خواسته، من تو کارش دخالت نمیکنم و میخوام هرطور شده بچه ام رو به دنیا بیارم و کلیه ی مسئولیتش رو به عهده می گیرم...

میگه: همسرم اصرار کرد که آزمایشات بعدی رو انجام بدیم اما من قبول نکردم، گفتم اینها هیچ کمکی بهم نمیکنه، و من تصمیمم رو تو همون مطب گرفتم و گفتم، و اگر هم مشکل تائید بشه، بازم من راضی نمیشم بچه ای که خدا بهم  داده رو سقط کنم، و تو هم اگر اون رو نمیخوای میتونی همین الان طلاقم بدی و من خودم تنهایی بزرگش میکنم ... و این تصمیم رو به بزرگترها هم اعلام میکنه، اما علیرغم میل باطنیش و با اصرار اونها، قرار میشه نتیجه ی غربالگری رو به دکتر دیگه ای هم نشون بدن که خوشبختانه اون مورد مشکوکی توش تشخیص نداده و حالا به گفته ی دکتر جدید سلامت جنین کاملا تائید شده و گرچه بارداری سختی رو پشت سر گذاشته، چیزی تا دنیا اومدن فرزندش نمونده...

برای دوستم خیلی خوشحال شدم که این روزها آروم ِ و به خواستش رسیده، اما این چند روز، حرف هاش خیلی ذهنم رو به خودش مشغول کرد. بحث من اینجا اونچه که شرع و قانون میگه نیست؛ من فکر میکنم همچین تصمیم هایی علاوه بر دونفره بودنش، کاملا اعتقادی ِ و به همین خاطر با هیچ کس در موردش بحثی نمیکنم و به هرکس بابت تصمیمی که میگیره حق میدم و اگر هم چیزی میگم تنها و تنها نظر ِ خودم ِ. هر آدمی خدا و ایمان بهش براش یه شکل و معنای ِخاص داره و یه جور حسش میکنه و به همون ایمان تو وجودش زنده است، زندگی میکنه و تصمیم میگیره، و همون ایمان بهش قدرت ادامه دادن میده، اما وقتی خودم رو تو شرایط مشابه قرار میدم، میبینم من اگر بودم، و دکترهای دیگه و بعد آزمایشات دقیق تر وجود این نوع مشکلات غیرقابل درمان یا کوچکترین معلولیتی رو تو وجود فرزندم تائید میکرد، حاضر نمیشدم به اسم خواست ِ خدا، وقتی که شواهد امر میگه که قراره انسان ناسالمی توسط من زاده بشه، انسانی که تو زندگیش بیشتر از هر کسی، خودش عذاب خواهد کشید، انسانی که تا ابد در برابر کاری که در حقش کردم، شرمندش خواهم بود رو به این دنیا بیارم و از اون مهمتر این کارم رو اصلا ناامیدی از درگاه خدا و ایمان نداشتن به اون نمیدونم...

باز هم تاکید میکنم که طرز فکر و اعتقادات آدم ها خیلی با هم متفاوت ِ و هر کس با توجه به اونها برای زندگیش  تصمیم میگیره، و من کاری ندارم که هیچ تضمینی نیست که بعد از به دنیا اومدن بچه هزار و یک مشکل برای حتی جنین سالم هم پیش نیاد و خیلی اتفاقات دیگه غیرقابل پیش بینی نیفته، اما اعتقادِ من و خدایِ من، خدایی که علم شناخت همچین مشکل هایی رو پیش از وقوع و راه های جلوگیری ازش رو به بنده اش میده، خدایی که بالا سر همه ی ماست و در اوج ناباوری و درماندگیمون، کارهایی برامون میکنه و معجزاتی تو زندگیمون قرار میده که ما حتی تصورش رو هم نمیکنیم -خدایی که تو زندگیِ خودِ من نمونه ی معجزاتش کم نیست و از وقتی که چشمم به روی اونها باز شده، آرامش سراسرِ زندگیم رو گرفته- بهم میگه: ایمان و عقل کمی با هم فرق داره. بهم میگه: من شرایط انتخاب بهت دادم و همیشه هم ازت محافظت میکنم، اما ایمان و امید به من، معناش این نیست که به اسم ِ خواست ِ من، با آگاهی از اینکه میدونی قراره ِ یک عمر انسانی رو از زندگی عادی محروم کنی و باعث ِ رنج و عذابش بشی، گناه کنی و اون رو به دنیا بیاری...

خدای ِ من بهم میگه: راضی نیست که من همچین فرزندی رو به دنیا بیارم... و ایمان ِ من ازم میخواد از دست دادن بچه ام رو بپذیرم و مطمئن باشم که خدا تنهام نخواهد گذاشت و چیزهای بهتری سر راهم قرار خواهد گرفت...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۴/۱۱
رها

نظرات  (۰)

هنوز هیچ نظری ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی