سکوت رو دوست دارم، چون بهم فرصت فکر کردن میده
بایگانی

بابا فیلم دارد

سه شنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۲، ۱۲:۵۱ ب.ظ

" منتقل شده از مشق سکوت در بلاگفا "


چند سال پیش از زبان سمیرا مخملباف مطلبی خوندم راجع به نوع خاص تحصیلات این خانواده تا اینکه جمعه آ.پ.ا.رات " بابا فیلم دارد " ساخته ی حسن صلح جو که در همین مورد بود رو پخش کرد...

سمیرا تو سن 17 سالگی، وقتی چیزی نمونده بود که دیپلم بگیره، تصمیم میگیره مدرسه رو ترک و فیلمسازی رو تجربه کنه و این اتفاق باعث تشکیل مدرسه ی فیلم مخملباف میشه...

بنا به گفته های اونها، تو این مدرسه که کلاس هاش تو خونشون تشکیل میشد، مسئولیت بیشتر آموزش ها رو خود آقای مخملباف- با تجربه ها و اطلاعات قبلی و مطالعات اضافی تو زمینه های مختلف - به عهده داشتن و تو بعضی موارد هم از اساتید اون رشته کمک میگرفتن. برنامه ی درسی اونها اینطور بود که همگی با هم – از حنای 8 ساله تا مادر خانواده- حداقل یک ماه و روزانه بین 16-8 ساعت، رو یادگیری یک درس تمرکز و مهارتهای خودشون در اون زمینه رو تو اون یک ماه کاملا تقویت میکردن، درس هایی که شامل همه چیز میشد؛ نقاشی، دوچرخه سواری، نگاه کردن، فسلفه، عرفان، آشنایی با سبک های نقاشی، جامعه شناسی، اسکیت، تدوین، عکاسی، تهران شناسی و ...

من بیشتر از چندتا فیلم از آقای مخملباف و خانوادشون ندیدم و مطمئنا خیلی چیزها راجع بهشون نمیدونم، اما از همون روزی که در مورد نوع خاص آموزشهاشون خوندم، سبک زندگیشون برام فوق العاده دوست داشتنی، قابل ستایش و احترام ِ...

مهم ترین چیزی تو این خانواده دوست داشتم، احترامیِ که این پدر به تصمیم فرزندش گذاشت و به جای تلقین درست و غلط های خودش به اون، با تموم وجود از خواسته و تصمیمش حمایت کرد، حمایت درست و به موقعی که باعث رشد و شکوفایی خیلی استعدادها توی وجود اون و حتی بقیه ی اعضای خانوادش و نزدیکی اونها به هم و پیشرفتشون شد... این قضیه برای من بی نهایت ارزش داره، چرا که تو گذشته، وقتی میخواستم دنبال چیزهایی که دوست داشتم برم، اگر مطابق میل پدرم نبود یا به نظرش لزومی نداشت -که معمولا یادگیری هیچ چیز جز علایق خودش ضروری نبود!-، نه تنها حمایت و تشویقی نمیشدم، که با مخالفتش و اگه راه به جایی نمیبرد تمسخر و از بین بردن اعتماد و روحیه ام از طرفش روبه رو میشدم...

دیدن این فیلم به خاطرم آورد زمانی چیزهای زیادی رو آرزو داشتم، روزهایی که گاهی وقتی مرورشون میکنم ناراحت میشم و حالا که شرایط تغییر کرده باید وقت تلف کردن رو تموم کنم و از الان برای سال آیندم و زمانِ زیادی که دارم هدف و برنامه ریزی کاملتری داشته باشم و اجازه ندم یک بار دیگه این اتفاق ها تکرار بشه.

گرچه قبل این تلنگر هم، چندماهیِ که قسمتی از این راه رو آغاز کردم و برای به دست آوردن یکی از رویاهایی که همیشه داشتم تلاش میکنم؛ اما من هنوز گاهی بچه ای میشم که حمایت و خوشحالی هیچکس اندازه ی چند عزیز زندگیش دلگرمش نمیکنه، و همچنان به جای تشویق، فقط و فقط انتقاد میشنوه و اشتباهات و ضعفهاش رو بزرگ میبینن و دیدن و شنیدن این رفتارها قدرتش رو کم میکنه... برای رسیدن به خواسته هام بیش از هرچیز باید یادبگیرم خودمو عمیقتر باور داشته باشم و اجازه ندم کسی خواسته یا ناخواسته این باورها رو از بین ببره...


  اگه دوست داشتین میتونید تکرار این فیلم رو از C.بی.B ببینید:

سه شنبه ساعت 15  / چهارشنبه ساعت 24   / پنج شنبه ساعت 11 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۱۱/۰۸
رها

نظرات  (۰)

هنوز هیچ نظری ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی