سکوت رو دوست دارم، چون بهم فرصت فکر کردن میده

سعادت آباد

شنبه, ۱۷ فروردين ۱۳۹۲، ۰۲:۴۳ ب.ظ

" منتقل شده از مشق سکوت در بلاگفا "



امروز خیلی اتفاقی تحلیل روانشناسی ای خوندم از فیلم ِ سعادت آباد با نام " دوست های همراز، زوج های بیگانه ". نوشته ای که فارغ از نگاه های فیلم شناسانه و نقد اون، به بررسی شخصیت ها و زوج های داستان و روابطشون پرداخته بود.

تو این متن، یکی از مسائلی که بیشتر از بقیه توجهم رو به خودش جلب کرد، بررسی پدیده ی " راز " بود. پدیده ای که بر اساس این نوشته، به خودی خود نه تنها نقشی منفی در روابط میون انسان ها بازی نمی کنه، بلکه میشه اون رو بنیاد و همچنین حافظ حیات روانی و زندگی فردی و اجتماعی انسان دونست. پدیده ای که با پدیدار شدن تدریجی مرزها و تفکیک دو دنیای درون و بیرون از همدیگه شکل می پذیره و به تقویت و تثبیت هویت افراد کمک میکنه. اما اونچه که در این فیلم بیشتر روش تاکید شده وقتی ِ که وجود این راز از وجود یا پیدایش و حفظ اختلال عمیق روابط میگه، وقتی که روابطِ پنهان شکل گرفته بر اساس راز، از یک طرف رو روابط مجاز و آشکار ( مثل زن و شوهری ) تاثیر میذاره و از یه طرف دیگه رابطه افراد همراز رو تغییر میده و باعث میشه افراد صرف داشتن یا نداشتنِ اطلاعات از موضوعات یا موقعیت ها، تو روابطشون از قدرت و کنترل برخوردار باشن یا نباشن!

 

خوندن این مطلب برای من نوعی جمع بندی افکار بود و این باور رو در من تقویت کرد که راز میتونه تعیین کننده ی میزان نزدیکی افراد به هم باشه و به روابط اسامی و شکل های متفاوت بده و وجود، عدم وجود و میزانِ اونِ که محدوده ی روابط رو تعریف میکنه. من حالا به این باور رسیدم که طرفین یک رابطه وقتی تو رابطشون به سمت ِ کمال میل میکنن که میزان ِ وجود این راز، با توجه به محدودیت های اون رابطه، به صفر برسه. از نظر من وجود داشتن راز با توجه به خصوصیات بعضی روابط نشونه ای ِ از اختلال و یا ایراد در یک جای کارِ که با شکل گیری این رازها و سرپوش گذاشتن و گذر موقتی ازشون، نه تنها اونها رو حل نمیکنه بلکه باعث تقویت و تشدیدشون هم میشه! تو یکی از سریالهای تلویزیونی دیالوگ جالبی شنیدم که میگفت: " راز ِ تو، داره تو رو ضعیف میکنه " وقتی نسبت به حریمی که نوع رابطه می طلبه پنهان کاری ایجاد میشه، گذشت زمان باعث میشه برملا شدن و یا حتی پنهان موندن مسئله، عمق ِ بیشتری به مشکل بده و علاوه بر اون، شخص پنهانکار، برای حفظ ِ این پنهانکاری مجبور به دروغ گویی و رفتارهای نادرست ِ مکرری میشه که به از دست دادن قدرتش منتهی میشه. من ایمان دارم رابطه ای که پایه هاش پنهان کاری و دروغ باشه، دیر یا زود معنا، زیبایی، حرمت و ارزش واقعی ِ خودش رو از دست میده.

تو سالهای گذشته، یکی از بزرگترین مشکلاتی که داشتم، نشناختن این راز و عدم کنترل رو اون بود. محیط و شرایط زندگی ِ من طوری رقم خورده بود که گفتن ساده ترین مسائل نه تنها، همدردی و همراهی به همراه نداشت، بلکه بر علیه من و به عنوان نقطه ضعف ِ من از اون استفاده میشد. در این بین من که دلیل و ریشه های این مشکل و راه ِ حل اون رو درست نمیشناختم، بعد از مدتی با گرفتار شدن خودم هم به این قضیه بهش دامن زدم ( گیرم که حتی این روش ِ من باعث پیشگیری از بروز ِ مشکلات ِ بعدی برای ِ خودم میشد ).  یکی از بزرگترین اشتباهات ِ من این بود که آگاهی و تفکری نسبت به روابطی که توش بودم ( عاطفی، خانوادگی، دوستانه، کاری و ... ) و مرزهای بینشون نداشتم و همین عدم آگاهی باعث از بین رفتن حرمت ها و خارج شدن روابط از نوع خودش و شکل گیری و تعریف ِ  نادرست ِ روابط ِ جدید میشد!

به خودم قول دادم و انجام میدم، که با مسئولیت ِ بیشتری رفتار کنم. قول دادم آگاه باشم به اونچه که داره اتفاق می افته و مسیر رو هدایت کنم به سمت ِ اونچه که میخوام اتفاق بیفته. من یاد گرفتم به همون نسبت که باید در روابط نزدیک پرده ها از میون برداشته بشه، در روابط دورتر، باید فاصله ها حفظ بشه و اجازه ندم کسی وارد حریم ِ شخصی خودم، و حریم ِ مشترکِ من و دیگری بشه.

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۱/۱۷
رها

نظرات  (۰)

هنوز هیچ نظری ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی