سکوت رو دوست دارم، چون بهم فرصت فکر کردن میده

آشنایی قطعه گم شده با دایره ی بزرگ

شنبه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۲، ۱۲:۳۱ ق.ظ

" منتقل شده از مشق سکوت در بلاگفا "


من قطعه ی گم شده ای بودم با گوشه های تیز، قطعه ای که برای تکمیل شدن دنبال پنهون شدن تو جاهای خالی ِ وجود ِ دیگری بود، من قطعه ی گم شده ی بران و شکننده ای بودم که روزی با دایره ی بزرگی آشنا شد که فارغ از نیاز داشتن ها، بهش حرکت کردن رو نشون داد. من یاد گرفتم که چطور شروع کنم به ساییدن گوشه های تیز و برانم که داشت به خودم و دیگران آسیب میرسوند. من یاد گرفتم چطور از بلندترین جایی که برای خودم ساخته بودم سقوط کنم و با همه ی دردی که میکشم، ناامید نشم از بلند شدن ها و افتادن ها و نترسم از تغییر کردن و ساختن و رسیدن به خود ِ اصلیم.

من قطعه ی گم شده ای بودم، درست مثل ِ قطعه ی گم شده ی همین قصه، با این تفاوت که دایره ی بزرگ تر همیشه کنارم بود و هربار تشویقم میکرد و هلم میداد برای حرکت و وقتی داشتم سقوط میکردم با دستهاش برام پناهی درست کرده بود که کمترین دردی رو تجربه کنم...

هیچ چیز اندازه ی دیدن اتفاقی این داستان کوتاه، نمیتونست تموم اونچه که این چند روز میخواستم بگم و از نوشتنش ناتوان بودم رو بیان کنه.

 خوندنش رو به همتون پیشنهاد میکنم

 


لینک دانلود کتاب

موسیقی نوشت:

تقدیم به " تو "  : تو  از فرامرز اصلانی

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۱/۱۰
رها

نظرات  (۱)

خیلی ممنون از معرفیش :)
پاسخ:
خواهش میکنم 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی