سکوت رو دوست دارم، چون بهم فرصت فکر کردن میده
بایگانی

تصویر ما

جمعه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۱، ۰۹:۳۸ ب.ظ

" منتقل شده از مشق سکوت در بلاگفا "


این چند روزی که گذشت، وقتی میلم رو باز میکردم، وقتی کامنت ها رو چک میکردم و عکسهای دوستان رو میدیدم، احساس میکردم، یه قدم بهشون نزدیک تر شدم، میتونستم تصورشون کنم، این بار کمی پررنگ تر. بعضیها رو نمیشناختم، و این اتفاق باعث شد باهاشون آشنا بشم و از این بابت خیلی خوشحالم، و دوستانی هم بودن که خیلی وقت بود تصوری ازشون تو ذهنم نقش بسته بود و با دیدن عکسها، احساس میکردم چقدر بهشون نزدیک تر شدم...

این کار مخالفها و موافقهای زیادی داشت. عده ای اون رو خارج شدن از مرزهای وبلاگی میدونستن و تعدادی هم تصنعی بودن تصاویر رو پیش بینی کرده بودن و این باعث نارضایتیشون بود و ...

به نظرات همه ی دوستان احترام میذارم، و خوشبختانه هر کس این اختیار رو داره که بر اساس عقیده ی شخصی خودش تصمیم بگیره...

اما، من به این واقعی نبودن ها، به این ژستهای جلوی دوربین اعتقاد ندارم، تصاویر دوستان رو که میدیدم، باور داشتم که هرکس هر اونچه که بوده رو ثبت کرده، همه ی ما آدمهایی هستیم که با نوشته های هم، همراه میشیم و خیلی وقتها، قسمت هایی از خودمون، افکارمون و حرفهامون رو  مینویسیم، که تو دنیای حقیقی از گفتنش معذوریم! به گمونم دنیای واقعی و محدودیتهاش، اونقدر ما رو درگیر نقاب ها و سانسورها میکنه که دیگه اینجا نیازی به ادامه ی اون نباشه...

و در کنار اینها، حتی اگر فرض کنیم که تعدادی از تصاویر تصنعی باشن، باز هم نشون دهنده از دنیای ماست.

هدف من از این کار، بودن در کنار هم، و آشنا شدن با دنیای کسایی بود که تو این دنیای مجازی باهاشون همراهم...

ممنون از همه دوستانی که لطف داشتن و منو، ما رو، مهمون خلوتشون کردن...

و یک تشکر ویژه از خزان عزیز، بابت نوشته ی زیبایی که بهم هدیه داد

لحظه هاتون سرشار از قشنگی، دلاتون شاد، لباتون خندون

پاییزتون مبارک

 

موسیقی نوشت:

این دکلمه ی زیبا تقدیم به همه ی دوستان


امیر - سلام زندگی


حسام- جویای کار


مریم انصاری- کِلک ما نیز زبانیّ و بیانی دارد

" خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است "


مرجان - روزگار درد و امید

" این عکس نشیمن خونه است . معمولا میشینم روی کاناپه و تکیه ام رو میدم به کوسن سمت چپی و هر چند دقیقه یک بار هم یه استکان چای میریزم. در واقع این مبل تنبل خونه منه . دلم میخواد تو همون حالی که لپتاپ رو پامه حالاحالاها بمونم"


بهروز ( مخاطب خاموش ) - فقط نگاه میکنم

" توقع ندارید که یه مخاطب خاموش، تو روشنایی بشینه و پست آپ کنه؟ "

عاطی- مثلا

" من ساعت ها روی این صندلی می شینم و با دوستان بهتر از جانم خوش و بش میکنم ! "


آسمان- وقتی خدا به تو چشمک می زند

" حالت و محلی که من برای وبم موضوع پیدا میکنم "


خزان- تاریخ روزهایی که گذشت...!

یکی از بیشترین محل هایی هست که من اینجا مینویسم! محل کارمه. اما من عاشق شمعدونی هام هستم وقتی کنارشون روی ایوان میشینم و با دست کشیدن به برگاشون عطرشونو توی هوا پخش میکنم


یسنا- دلکوک

من معمولا سر ایستگاه که منتظرم پست هام تو ذهنم شکل میگیره.... ولی اگه بخوام بنویسم بیشتر سر کار می نویسم .. حدود 60 درصد پستهام رو با قلم وکاغذ مینویسم.. قلم حس خوبی بهم میده...و ولی خوب بقیه این رو هم میشنم پای لپ تاب و ...

ناگفته نمونه من همیشه موقع نوشتن یه چای یا قهوه با بیسکویت کنارمه که تو این عکس چای نداشتم سرکار...


قطره - خوابم یا بیدار؟

نکیسا - دیوار نوشته های سلول انفرادی

محمد روغنی- مردی برای هیچ کس

محلی که من بیشتر اونجا می نویسم. البته نقاشی و طراحی هام رو هم اینجا انجام می دم.


دل آرام - دنیای دل آرام


مائده - به همین سادگی


خانم یک هفتم - شش هفتم

پرستوی مهاجر

خودم

اینجا من رهام...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۰۶/۳۱
رها

نظرات  (۰)

هنوز هیچ نظری ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی