سکوت رو دوست دارم، چون بهم فرصت فکر کردن میده

پیشداوری

جمعه, ۶ مرداد ۱۳۹۱، ۰۱:۱۶ ب.ظ

" منتقل شده از مشق سکوت در بلاگفا "


مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده؛ شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد، برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.

متوجه شد که همسایه اش در دزدی مهارت دارد، مثل یک دزد راه می رود، مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند، پچ پچ می کند، آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد، لباسش را عوض کند، نزد قاضی برود و شکایت کند.

اما همین که وارد خانه شد، تبرش را پیدا کرد. زنش آن را جابه جا کرده بود. مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می رود، حرف می زند، و رفتار می کند .

 

در این داستان به پیش داوری -  یکی از بزرگترین معضلات فکری که اکثر ما به اون دچاریم -  اشاره شده. خیلی از ما در ارتباط با دیگران و یا هنگام مشاهده ی اتفاقات پیرامونمون از قبل نتیجه ی دلخواه رو گرفته و بعد دنبال دلایلی برای اثبات اون نتایج میگردیم و عموما اونقدر به اونچه تو ذهن داریم مطمئن میشیم که تمام جریانات رو در جهت موافق افکار خودمون میبینم. گاهی تا حدی به شک هامون ( که اونها رو یقین مینامیم ) پر و بال میدیم که توانایی تشخیص واقعیت در ما از بین میره.

تجارب، سطح اطلاعات و  آگاهی، شرایط زندگی، تفاوت های فرهنگی و  عوامل بسیار دیگه ای در شکل گیری ذهنیت ها دخیلن، اما اونچه اهمیت داره اینه که نباید اجازه بدیم ذهنیت ها ما رو از واقعیت ها دور کنن. درسته که همه ی ما دنیا رو با دید خودمون نگاه می کنیم، اما نباید فراموش کنیم همین نگاه، به تمامی اونچه که پیرامونمون میگذره رنگ میده، اگر یاد بگیریم به خودمون و دیگران با دید مثبت ( نه ساده لوحانه ) نگاه کنیم، ( تازمانی که عکس این قضیه بهمون ثابت نشده ) روابط و زندگیمون از آرامش و دوام بیشتری برخوردار میشه.

پیش داوری نکردن، یکی دیگر از مسائلیه که در جهت رفع اون تلاش میکنم. ادعا نمیکنم در این زمینه به نتیجه ی دلخواه رسیدم اما خوشحالم که این مشکل رو تو خودم تشخیص دادم و  هر روز بیشتر از قبل سعی در کمرنگ کردنش دارم.

من بارها با توجه به ذهنیت نادرستی که داشتم در مورد دیگران قضاوت کردم و وقتی متوجه اشتباهم شدم، چیزی جز شرمندگی و تاسف برام باقی نمونده. همچنین بارها پیش اومده که از طرف اطرافیانم به اشتباه قضاوت بشم. نمیخوام تو این جریانات خودم رو بی تقصیر بدونم و این احتمال رو میدم گاهی ناخواسته رفتار من باعث ایجاد ذهینت های مسموم شده باشه، اما این قبیل اتفاقات به جز ناراحتیه همراه خودش، به من درسهای بزرگی آموخته؛ من یاد گرفتم، قبل از انجام هر عملی، خودم رو در جایگاه طرف مقابل قرار بدم و با توجه به ظرفیت آدمها با اونها ارتباط برقرار کنم و به خاطر بسپرم گاهی اونچه که در عمل اطرافیانم میبینم، لزوما چیزی نیست که در ذهن اونها میگذره. من به خودم قول دادم، از هر کس به اندازه ی خودش انتظار داشته باشم نه خودم!

به خودم قول دادم فراموش نکنم، همه ی اونچه که در ذهن ما میگذره، نشون دهنده ی واقعیت نیست و برای محاکمه و صدور حکم در مورد هرکس، قبل از هرچیز باید عادل بود و توانایی این رو داشته باشیم که خودمون رو توی جایگاه طرف مقابل قرار بدیم.

یادمون نره، همیشه برداشت ها و ذهینت های ما، حقیقت یک مسئله رو اثبات نمیکنه و از همه مهمتر اینکه قضاوت و پیشدواری ما در مورد دیگران، بیشتر از اونچه که نشون دهنده ی شخصیت اونها باشه، از افکار و شخصیت ما سخن میگه.



جمله نوشت:

-          اگر حقیقتی به انسان ارائه شود که بر خلاف غرایز او باشد، آن را به دقت مورد بررسی قرار می دهد و باورش نمی کند مگر شواهد چشمگیری بدست آورد . اما از سوی دیگر اگر چیزی مطابق با غرایزش به او ارائه شود، حتی با وجود کوچکترین شواهد موجود ، آن را می پذیرد ، و این خصوصیت انسان در واقع منشأ باورهای او به اسطوره و افسانه است .        برتراند راسل

-          اگه قرار بود تنها یک چیز به تو آموزش بدم، اینه که در قضاوت عجله نکنی.                     دنیای سوفی

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۰۵/۰۶
رها

نظرات  (۰)

هنوز هیچ نظری ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی