سکوت رو دوست دارم، چون بهم فرصت فکر کردن میده

تعهد

شنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۱، ۱۱:۴۵ ق.ظ

" منتقل شده از مشق سکوت در بلاگفا "


لیلای عزیز، نویسنده ی وبلاگ سالاد کلمات، تو پست های اخیرش، راجع به تعهد نوشته بود و از اونجایی که این نوشته با دل مشغولیها و فکر مشغولیهای این روزهای من هم جهت بود، تصمیم گرفتم کمی بیشتر در موردش فکر کنم.

تعهد از نظر لغوی به معنای شرط، عهد و پیمان و همچنین نگاه و تیمار داشتن چیزی است و متعهد در لغت یعنی تیمار دارنده و به کسی گفته میشه که عهد و پیمان بسته و اجرای کاری رو به عهده میگیره .

از نگاه من، تعهد به معنای پایبندی به تمام قول و قرارهاست، قول و قرارهایی گاه گفته و گاه ناگفته. تعهد یعنی احترام به ارزش های طرفین و خود رابطه، ارزشهایی که حتی اگر بیان نشن، اتفاق یا عدم اتفاقشون توی رابطه تاثیر داره و برای هر دو نفر یا یکی از اونها مهمه. وقتی وارد روابط دو نفره میشیم، گاهی نگاه و برداشت طرف مقابلمون از اونچه که تو فکر ما میگذره، اهمیت بیشتری داره. درسته که همه ی ما در زندگی شخصی خودمون اصول و قوانینی داریم که نشات گرفته از عوامل متعددیه و طبق اونها رفتار میکنیم؛ اما نباید فراموش بشه هر رابطه متشکل از دو نفره و بنابراین گاهی لازمه برای حفظ اون، به اصول و ارزشهای مشترکی برسیم و در این راستا بعضی مواقع باید در اونچه که تا الان انجام میدادیم تعدیلها و تغییرهایی ایجاد کنیم.

این رفتار نه تنها تضادی با آزادیهای فردی نداره، بلکه نشون میده حفظ حرمت و استحکام رابطه اونقدر برای ما ارزش داره که به جای قطع ارتباط، جنگ و دعوا، فرار از مشکلات و پنهون کاری، انتخاب میکنیم برای حل اونها قدم برداشته و تلاش کنیم. بین همه ی افراد اختلاف نظرها و سلایق وجود داره. تفاهم به معنای یک شکل بودن و یک مدل فکر کردن نیست، بلکه تلاش برای فهمیدن و درک کردن همدیگه است و ثابت میکنه حضور تفاوت ها، به جای اشکال وارد کردن به رابطه، میتونه به زیباتر شدن اون کمک کنه.

تعهد از نظر من تعیین کننده میزان اهمیت، حرمت و اعتبار یک رابطه است و میشه گفت تا زمانی که طرفین به این ارزش ها و از اون مهمتر ارزشی که دیگری برای رابطه قائله، احترام میذارن، به هم متعهدن. ما تا وقتی حق داریم خودمون رو متعهد بنامیم یا انتظار تعهد از دیگری داشته باشیم که به خودش، احساسش، شعورش، افکارش و اونچه انجام داده یا میده، احترام گذاشته و با رفتارمون ارزش اونها رو زیر سوال نبرده باشیم و لحظه ای که تعهد به یک رابطه رو به هر دلیلی ( که خود این دلیل از اهمیت ویژه ای برخورداره ) از دست دادیم و نتونستیم اون رو به حالت اولیه اش برگردونیم، باید اون رابطه رو پایان یافته تلقی کنیم.

اعتقاد دارم، برای متعهد بودن همیشه نیاز به نوشتن، گفتن و شنیدن نیست، گاهی باید به قلبمون رجوع کنیم و هیچ تعهدی نمیتونه به اندازه ی تعهدات درونی ثبت نشده اما جاری، اعتبار، دوام و زیبایی داشته باشه.

 

 

توضیح نوشت:

تعهد در مسائل مختلف خودش رو به شکلهای متفاوتی نشون میده. ارتباطات با توجه به نوع، شدت و میزان، ظرفیت، دلایل و عوامل شگل گیری اونها به دسته های مختلفی تقسیم میشن.

تاکید این پست، بیشتر بر روابط بین دو نفر می باشد.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۰۲/۰۲
رها

نظرات  (۰)

هنوز هیچ نظری ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی