سکوت رو دوست دارم، چون بهم فرصت فکر کردن میده
بایگانی

پاک کن و خودکاری برای جبران گذشته!

جمعه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۰، ۰۹:۱۴ ب.ظ

" منتقل شده از مشق سکوت در بلاگفا "


اگه یه پاک کن و یه خودکار داشتی، از گذشته چیزی رو حذف میکردی یا چیزی رو تو اون پررنگ تر میکردی؟

این سوال شاید برای بعضیهامون آشنا باشه و قبلا اون رو شنیده باشیم، اما اگه بخوایم بهش پاسخ بدیم، کدوم یکی از این دو رو انتخاب میکنیم؟

فکر میکنم برای خیلی از ما پیش اومده که توی برهه ای از زندگیمون، دوست داشتیم به گذشته برگردیم و بعضی چیزها رو تو اون تغییر بدیم. نمیخوام راجع به درست و غلط بودن این مسئله صحبت کنم، این رو هم میدونم که من و شما از همون گذشته ای مییایم که گاهی از اون ناراضی میشیم، اما هیچ کس نمیتونه منکر این بشه که توی زندگیش مرتکب اشتباهاتی شده، اشتباهات کوچک و بزرگی که بابت اون تاوان های مختلفی رو پرداخته و و گاهی مسیر زندگیش به خاطر اونها تغییر کرده، اشتباهاتی که اگه فرصت دوباره ای داشت، اونها رو تکرار نمیکرد.

صحیح یا غلط، عوامل زیادی باعث میشن که گاهی اوقات همزمان با اینکه بزرگ و بزرگتر میشیم، نگاهمون به مسائل تغییر کنه، و توانایی این رو پیدا کنیم که با دید کاملتری اتفاقات زندگیمون رو بررسی کنیم، برای همینه که اگه امکان تکرار خیلی از اونها رو داشتیم، بهتر میتونستیم در موردشون تصمیم بگیریم و دست به انتخاب بزنیم.

یکی از بزرگترین مسائل مشکل ساز زندگیه من، عدم شناختی بود که نسبت به خودم داشتم. خیلی وقتها، بدون اینکه واقعا بدونم چی میخوام و دنبال چی هستم، دست به انتخاب ها و تصمیم های عجولانه ای میزدم که خیلی زود از اونها پشیمون میشدم. بعضی وقتها بدون اینکه احساساتم رو بشناسم باهاشون رو به رو میشدم و بر اساس اونها راهی رو در پیش میگرفتم که مسلما نمیتونست سرانجام خوبی داشته باشه. و بارها و بارها اتفاق افتاده بود، با اینکه حس میکردم قدم توی مسیر اشتباهی میذارم، بدون توجه به هشدارهای درونیم، اون رو اونقدر ادامه میدادم که زیباترین لحظات زندگیم رو تبدیل به تلخترین ها میکرد. عدم شناخت من نسبت به خودم، نشات گرفته از عدم تفکر صحیح من بود. اونقدر خودم رو آگاه میدونستم، که نیازی به تفکر توی وجودم حس نمیکردم. من با توجه به نوع شخصیتم، ارتباطاتم، و محدودیتها و مسائلی که باهاشون درگیر بودم، همیشه به نوعی در مرکز توجه قرار داشتم و به همین دلیل با اطمینانی کاذب، به سمت آینده حرکت میکردم. بر اساس این شیوه، خیلی وقتها اطرافیانم رو بیشتر از خودم مقصر میدونستم و همین باعث میشد که حتی توی سخت ترین لحظات، راجع به مسائلی که برام پیش اومده به طور صحیح فکر نکنم، چرا که علت رو جایی به جز درون خودم جستجو میکردم و خودم رو فقط یه قربانی میدونستم.

از بخت یاری من بود که توی بحرانی ترین لحظه های زندگیم، همراهی رو پیدا کردم، که به جای تائیدهای کاذب، زیرسوال بردن های بی مورد، قضاوت های شخصی و تصمیم گیری به جای من، بهم یاد داد با خودم صادقانه برخورد کنم تا بتونم درست فکر کنم. بهم یاد داد به جای جستجوی دلیل برای اثبات نتیجه گیریهام، با نگاه بی طرف به مسائل فکر کنم، و همه ی جوانب رو بسنجم تا بتونم انتخاب کامل تری داشته باشم و ازش یاد گرفتم اونقدر به اونچه که انجام میدم فکر کرده باشم که قدرت دفاع از اون رو داشته باشم.

درسته که هنوز توی این مسیر، قوی نشدم، اما دارم تمرین میکنم به جای اینکه، سریع و عجولانه با مسائل برخورد کنم، حتی به کوچکترین چیزی که انجام میدم فکر کرده باشم. ماههای زیادیه که من، بیشتر از اونچه که صحبت میکنم و مینویسم، فکر میکنم و از اون موقع است که خیلی چیزها پیرامونم تغییر کرده. این روزها آرامش بیشتری رو تجربه میکنم، آرامشی که خیلیها از اون تعجب میکنن. این روزها میبینم که آدمهای اطراف من همون انسانهای گذشتن، و اونچه که تغییر کرده منم. منی که با اشتباهاتم توی زندگیه خیلی از اونها هم تاثیر گذار بودم و ...

اگه یه روز به گذشته برگردم، به جای حذف هرچیزی، با خودکاری که داشتم، به تفکر صحیح توی تک تک لحظه های زندگیم رنگ میبخشیدم، و اون رو اونقدر پررنگ میکردم، که امروز به جای آرزوی بازگشت به گذشته، از تحقق آرزوهام لذت ببرم و از انرژی و توانی که امروز برای جبران اشتباهاتم استفاده میکنم، برای ساختن هرچه بهتر آیندم ام بهره ببرم.

قبول دارم که روزهای زیادی رو از دست دادم و کاملا آگاهم که مسیر سختی رو برای جبران اونها پیش رو دارم، اما ایمان دارم که هیچ وقت برای شروع دوباره دیر نیست. درسته گاهی سالهای سال باید برای اشتباهاتمون تاوان بدیم و خیلی از زیباترین روزهای زندگی و عمرمون رو به خاطر اونها از دست میدیم، اما باز اونچه که در پیش رو داریم اونقدر بزرگ و ارزشمنده که بخوایم بابتش تلاش کنیم و بجنگیم.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۱۲/۱۲
رها

نظرات  (۰)

هنوز هیچ نظری ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی