سکوت رو دوست دارم، چون بهم فرصت فکر کردن میده
بایگانی

عشق و نفرت

چهارشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۰، ۱۰:۴۸ ق.ظ

" منتقل شده از مشق سکوت در بلاگفا "


عزیز من!

گهگاه، در لحظه های پریشان حالی، می اندیشم که چه چیز ممکن است عشق را به کینه، دوست داشتن را به بیزاری، و محبت را به نفرت تبدیل کند...

راستش، اگر پای شخصیت های داستانهایم در میان باشد، امکاناتی برای چنین تبدیل های مصیبت باری به ذهنم می آید - گر چه هنوز ، هیچ یک از آنها را رغبت نکرده ام که باور کنم و به کار بگیرم...

اما، زمانی که این پرسش، در باب رابطه ی من و تو به میان بیاید، اطمینان خدشه نا پذیری دارم به اینکه هرگز چنین واقعه ی منهدم کننده ای پیش نخواهد آمد. هرگز. بارها و بارها اندیشیده ام: چه چیز ممکن است محبت مرا به تو ، حتی، مختصری تقلیل بدهد؟ چه چیز ممکن است؟

نه... به همه ی آن مسائلی که شاید به فکر تو هم رسیده باشد، فکر کرده ام؛ ولی واقعاً قابل قبول نیست.
اعتماد به نفسی به وسعت تمامی آسمان داشته باش؛ چرا که ارادت من به تو ارادتی مصرفی نیست. و به وسعت تمامی آسمان است.

قول می دهم: در جهان، قدرتی وجود ندارد که بتواند عشق را به کینه تبدیل کند؛ و این نشان می دهد که جهان، با همه ی عظمتش، در برابر قدرت عشق، چقدر حقیر است و ناتوان.

ای عزیز!

من نیز همچون تو در باب انهدام عشق، داستانهای بسیار خوانده ام و شنیده ام؛ اما گمان نمی کنم - یعنی اعتقاد دارم - که علت همه ی این ویرانی های تأسف بار، صرفاً سست بودن اساس بنا بوده است، و بیش از این، حتی حقیقی نبودن بنا...


توضیح نوشت:

مرحوم نادر ابراهیمی، همواره با قلمش بهترین ها رو به زیباترین حالت ممکن، خلق کرده. همیشه با اینکه عده ای عشق رو قابل تبدیل به نفرت میدونن مخالف بودم و هستم و بارها خواستم از اون بنویسم، تا اینکه، خوندن صدباره ی این کتاب، فرصت نوشتن رو به من داد.

هیچ وقت امکان تبدیل عشق به نفرت رو باور نداشتم، چرا که عشقی که من معنا و مفهموش رو شناختم و با اون خو گرفتم، برای من بزرگترین قدرتِ دنیاست، و هیچ چیز نمیتونه قویتر از اون، توی همون وجودی که عشق در اون ریشه دونده، اونقدر رشد داشته باشه تا توانایی نابود کردنشو پیدا کنه.

چطور ممکنه، کسی با برترین احساسی که توی وجود هر انسانی شکل میگیره زندگی کرده باشه، و باز بتونه تن به حقیرترین درجه ی احساس بده؟ قلب و روحی که زیباییها رو میشناسه و باهاشون همراه شده، تحت هیچ شرایطی نمیتونه خودش رو به هیچ چیز کمتر از اونها راضی کنه. وقتی قدم توی مسیر عشق میذاریم، اونقدر لحظه ها، واژه ها، رنگها، نفسها و همه و همه قدرت دارن که نمیخوایم به عقب برگردیم.

شاید بهتر باشه به جای بی حرمتی و خدشه وارد کردن به معنا و مفهموم زیباییها، اونچه که توی وجود خودمونه و روی اون اسم میذاریم رو بازبینی کنیم. زیباییهای حقیقی هیچ وقت نه توانایی تن سپاری به حقارت رو دارن و نه توانایی انهدام...

امیدوارم که فرصت و تواناییه درک این زیباییها رو داشته باشیم.

 

پست های مرتبط با این مطلب: عشق


وبلاگستان نوشت: 

کتاب صوتی شازده کوچولو، به مدیریت وبلاگ جویای کار و با همکاری و صدای دوستان وبلاگستان، تهیه و تنظیم گردید.

سپاس از حسام عزیز، بابت ایده ی جالب، زحمتی که کشید و وقتی که بابت تهیه ی این کتاب گذاشت و ممنون از همه ی دوستانی که در این طرح همکاری کردند

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۱۲/۱۰
رها

نظرات  (۰)

هنوز هیچ نظری ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی