سکوت رو دوست دارم، چون بهم فرصت فکر کردن میده

عشق

چهارشنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۰، ۱۲:۲۵ ب.ظ

" منتقل شده از مشق سکوت در بلاگفا "


این روزها اتفاقات دور وبرم، صبحتهام با اطرافیانم، خوندن نوشته های مختلف و خیلی چیزهای دیگه باعث شده تا بیشتر از قبل از خودم بپرسم که تعریف عشق چیه؟ دوست داشتن و عشق چه تفاوت هایی دارن؟ چی میشه که میگیم عاشقیم و ....

بهتره این بحث رو با این جمله از دوست عزیزم شروع کنم که همیشه وقتی حرف از عشق میشه میگه: "عاشقی به معنای واقعیه خودم "

درست میگه، عاشقی برای هرکس تعریف خودش رو داره، هرکس به شیوه ی خودش و در محدوده ی احساس و شعور خودش عاشقی رو معنا میکنه. تعریف آدمها از عاشقی مثله خیلی چیزهای دیگه بینشون با هم تفاوت داره.  از نظر من عشق نهایت احساسیه که اگه اتفاق بیفته نمیتونه به هیچ حالت دیگه ای تغییر شکل بده. عشق از نظر من قابل تبدیل یا تغییر به دوست داشتن و نفرت یا هر احساس دیگه ای نیست. برای من ( بر خلاف اونچه که خیلیها میگن و اعتقاد دارن ) دوست داشتن در درجه ی پایین تری از عشق قرار داره. بهتره اینطور توضیح بدم که دوست داشتن یک نفر، نمیتونه از عاشقی همون ادم سبقت بگیره گرچه گاهی دوست داشتن یه نفر، میتونه خیلی قویتر از عاشقیه یه آدم دیگه باشه.

عشق تکرار دائمی دوست داشتنیه که هر روز و هر لحظه جلوه ی جدیدی از خودش رو نشون میده. هر روز فکر میکنی نهایت احساسی که داری اینجاست اما فردا باز جنبه ی جدیدی از احساس درونت شکل میگیره و شکوفا میشه. پرمعناترین مفهومی که از عشق شنیدم بی دلیل دوست داشتن بود. این بی دلیل دوست داشتن وقتی به وجود میاد که اونقدر دلیل برای دوست داشتن داری که نمیتونی تشخیص بدی به کدوم علت عشق میورزی. نمیشه برای عاشق بودن دلیل آورد، چرا که اونوقت با همون دلیل از بین خواهد رفت. به قول دوستی اگه توی عشق منطق باشه، با همون منطق میشه از بینش برد. شاید بهتره اینطور بگم که عشق اتفاقیه که توی اون، احساس و منطق به آنچنان شعوری میرسن که میتونن با هم در یک جهت گام بردارن. توی پست قبلی کامنتی داشتم به این مضمون: " احساس بارورترین و نفوذناپذیرترین منطقی ست که بشر شعور فهمیدنش رو پیدا کرده... "

عاشقی شعور والای خودش رو میخواد، شعوری که وقتی بهش برسی، هیچ راهی جز رسیدن به آرامش نداره. شعوری که از خلوص میاد، خلوصی که توی اون غرق میشی بدون هیچ قید و شرطی. و این اتفاق فقط یک بار به معنای واقعی برای هر کس می افته. نمیشه ادعای عاشقی کرد و بعد از شکست های عشقی چندگانه حرف زد. اگه عاشقی به وجود بیاد هیچ وقت دوباره توی وجود یه آدم دیگه تکرار نمیشه و همون تکرار خودش رد ادعای عشق قبلیه.  

یادمون نره، عشق کلمه ی مقدسیه و حرمتی بی نهایت داره، پس روی هر احساسی اسم عشق نذاریم و تا زمانی که به معنای اون توی وجودمون دست نیافتیم این کلمه رو زیر سوال نبریم.

 

خوشحال میشم که تعریف شما رو هم از عاشقی بدونم.

 

توضیح نوشت:

تفاوت تعریف ادمها از عشق به معنای زیر سوال بردن ماهیت و ذات عشق نیست، بلکه فقط به این معناست که هر انسانی با توجه به شناخت و درک خودش، به عشق نگاه میکنه.

همونطور که همه میدونید، صحبت از عشق اینجا، احساس خاصیه که بین دو انسان به وجود میاد.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۱۰/۲۱
رها

نظرات  (۰)

هنوز هیچ نظری ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی